
جشن مهرگان؛ آیینی کهن از ایران باستان
جشن مهرگان، جمعه ۱۰ مهر روز،جشن مهرگان برابر با ۲ اکتبر ۲۰۲۶
پیشگفتار: جشنهای باستانی ایران
ایران باستان دارای گاهشماری و فرهنگ آیینی بسیار غنی بود. ایرانیان در طول سال، روزهای گوناگونی را به مناسبت دگرگونیهای طبیعت، آغاز فصلها، برداشت محصول، پیروزی روشنایی بر تاریکی و بزرگداشت ایزدان جشن میگرفتند. این جشنها تنها مراسمی برای شادی نبودند؛ بلکه با کشاورزی، اخلاق، باورهای دینی، پیوند خانوادگی و نظم اجتماعی ارتباطی نزدیک داشتند.
از شناختهشدهترین جشنهای ایران باستان میتوان به نوروز، سده، تیرگان، مهرگان، آبانگان، دیگان، اسفندگان یا سپندارمذگان و چهارشنبهسوری اشاره کرد. بسیاری از این آیینها ریشه در باورهای ایران پیش از اسلام، بهویژه سنت زرتشتی، دارند؛ با این حال در گذر سدهها شکلهای گوناگونی یافتهاند و برخی از آنها هنوز در میان ایرانیان و دیگر مردمان حوزهٔ فرهنگی ایران برگزار میشوند.
در گاهشماری کهن ایرانی، هر روز ماه نام ویژهای داشت. هنگامی که نام روز با نام ماه یکسان میشد، آن روز را جشن میگرفتند. برای نمونه، روز «تیر» در ماه تیر جشن تیرگان، روز «آبان» در ماه آبان جشن آبانگان و روز «مهر» در ماه مهر جشن مهرگان به شمار میآمد. این شیوه نشان میدهد که جشنها بخشی منظم و مهم از زندگی روزمره و تقویم ایرانیان باستان بودهاند.
در میان همهٔ این جشنها، نوروز و مهرگان جایگاهی برجستهتر داشتند. نوروز جشن آغاز بهار و نو شدن جهان بود و مهرگان، جشن پاییز، برداشت محصول، دوستی، پیمان و دادگری به شمار میرفت. اگر نوروز نماد زایش طبیعت بود، مهرگان نماد پختگی، فراوانی و سپاسگزاری از نعمتهای زمین به شمار میآمد.
مهرگان چیست؟
مهرگان یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای ایرانی است که در ستایش «مهر» برگزار میشد. مهر در فرهنگ ایرانی باستان تنها به معنای محبت و دوستی نبود؛ بلکه مفاهیمی چون پیمان، راستی، روشنایی، نگهبانی، وفاداری و دادگری را نیز در بر میگرفت.
در باورهای کهن ایرانی، مهر ایزدی بزرگ و پاسدار پیمانها بود. کسی که پیمان خود را میشکست، از نگاه اخلاقی و دینی مرتکب گناهی بزرگ میشد. از این رو، جشن مهرگان فقط جشن محصول و طبیعت نبود، بلکه فرصتی برای یادآوری ارزشهایی مانند راستگویی، وفاداری، عدالت و دوستی نیز به شمار میرفت.
مهرگان در تقویم امروزی معمولاً در روز دهم مهرماه برگزار میشود. در گاهشماری باستانی، این روز «مهرروز» نام داشت و با ماه «مهر» همنام میشد. در گذشته جشن مهرگان تنها به یک روز محدود نبود و در بسیاری از دورهها چند روز ادامه پیدا میکرد. آغاز آن را «مهرگان عامه» و پایان آن را «مهرگان خاصه» مینامیدند.
قدمت جشن مهرگان
تاریخ دقیق آغاز مهرگان را نمیتوان با قطعیت مشخص کرد، زیرا ریشههای آن به دوران بسیار دور و پیش از ثبت منظم تاریخ بازمیگردد. با این حال، پژوهشگران آن را از آیینهای بسیار کهن مردم آریایی و ایرانی میدانند؛ آیینی که احتمالاً پیش از دوران هخامنشیان نیز وجود داشته است.
نام مهر در بخشهایی از اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، آمده است. «مهریشت» یکی از بخشهای مهم اوستا است که در ستایش مهر سروده شده و جایگاه بلند این ایزد را در باورهای ایرانی نشان میدهد. وجود چنین متنی نشان میدهد که پرستش و بزرگداشت مهر در روزگار باستان پیشینهای بسیار طولانی داشته است.
برخی پیوندهای فرهنگی میان مهر ایرانی و آیینهای هند باستان نیز دیده میشود. در سنت ودایی هند، ایزدی به نام «میترا» وجود دارد که با مهر ایرانی همریشه دانسته میشود. این شباهت زبانی و دینی نشان میدهد که باور به ایزد پیمان و روشنایی، پیشینهای بسیار کهن در میان اقوام هند و ایرانی داشته است.
جشن مهرگان در دورههای تاریخی ایران، بهویژه در عصر هخامنشی، اشکانی و ساسانی، اهمیت فراوانی داشت. منابع تاریخی و ادبی نشان میدهند که پادشاهان و مردم در این روز جشن میگرفتند، هدیه میدادند، لباسهای نو یا پاکیزه میپوشیدند و مراسمی باشکوه برگزار میکردند. در برخی روایتها آمده است که دربار شاهان نیز در مهرگان مراسم ویژهای برپا میکرد و مردم برای عرض تبریک و تقدیم هدایا حاضر میشدند.
پس از ورود اسلام به ایران نیز مهرگان بهطور کامل از میان نرفت. بسیاری از شاعران و نویسندگان فارسیزبان، از جمله فردوسی، منوچهری، فرخی سیستانی، مسعود سعد سلمان و دیگران، از مهرگان یاد کردهاند. این حضور گسترده در ادبیات فارسی نشان میدهد که مهرگان سدهها پس از ایران باستان نیز در زندگی و حافظهٔ فرهنگی ایرانیان جایگاه داشته است.
مهرگان و داستان فریدون و ضحاک
یکی از مشهورترین روایتهای مربوط به مهرگان، پیروزی فریدون بر ضحاک است. در شاهنامهٔ فردوسی، ضحاک پادشاهی ستمگر معرفی میشود که با ظلم و خونریزی بر مردم فرمان میراند. سرانجام کاوهٔ آهنگر، که از بیداد ضحاک به خشم آمده بود، مردم را گرد خود جمع کرد و فریدون را برای مبارزه با او یاری داد.
فریدون در نبرد با ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند به بند کشید. بر پایهٔ برخی روایتهای ایرانی، این پیروزی در روز مهر از ماه مهر رخ داد و مردم به شادمانی پرداختند. به همین دلیل، مهرگان را نماد پیروزی داد بر بیداد و آزادی بر ستم نیز دانستهاند.
این داستان، افزون بر جنبهٔ اسطورهای، پیام اخلاقی مهمی دارد: جامعه در برابر ستم نباید خاموش بماند و اتحاد مردم، همراه با دادگری و شجاعت، میتواند بر بیداد پیروز شود. از این دیدگاه، مهرگان جشن عدالتخواهی نیز هست.
آیینها و شیوهٔ برگزاری مهرگان
مردم در جشن مهرگان خانهها را پاکیزه میکردند، لباسهای نو یا تمیز میپوشیدند و به دیدار خویشان و دوستان میرفتند. سفرهای ویژه میگستردند که بر آن خوراکیها، میوههای پاییزی، گلها، عطرها و نمادهای شادی و فراوانی قرار داشت.
در گزارشهای تاریخی، از وجود سفره یا خوان مهرگان یاد شده است. بر این سفره ممکن بود چیزهایی مانند انار، سیب، انگور، سنجد، خشکبار، شیرینی، گلاب، گلهای خوشبو و نوشیدنیهای سنتی قرار دهند. رنگ ارغوانی، سرخ و زرد نیز با مهرگان پیوند داشته است؛ زیرا این رنگها یادآور برگهای پاییزی، نور خورشید و شکوه فصل برداشت هستند.
یکی از جنبههای مهم این جشن، سپاسگزاری از نعمتهای طبیعت بود. مهرگان در آغاز پاییز و نزدیک به زمان برداشت بسیاری از محصولات برگزار میشد. کشاورزان و خانوادهها از حاصل کار و برکت زمین شادمان میشدند و این فراوانی را با دیگران تقسیم میکردند.
هدیه دادن نیز از رسمهای مهرگان بود. در گذشته، مردم به یکدیگر هدیه میدادند و پادشاهان و بزرگان نیز به اطرافیان یا نیازمندان بخشش میکردند. این رفتار نمادی از دوستی، سخاوت و استوار کردن پیوندهای اجتماعی بود.
مهرگان در آیین زرتشتی
مهرگان در میان زرتشتیان ایران و جهان همچنان اهمیت دارد. زرتشتیان این روز را با نیایش، گردهمایی، خواندن بخشهایی از اوستا، دیدار با خانواده و دوستان و برگزاری سفرهٔ مهرگانی گرامی میدارند.
در آیین زرتشتی، مهر با راستی و پیمان پیوند دارد. بنابراین بزرگداشت مهرگان یادآور مسئولیت انسان در برابر گفتار، کردار و پیمان خویش است. در این نگاه، انسان نیک باید راستگو باشد، به عهد خود وفادار بماند و با دیگران بر پایهٔ انصاف رفتار کند.
سه اصل مشهور زرتشتی، یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، با ارزشهای مهرگان هماهنگی زیادی دارند. جشن مهرگان میتواند یادآور این باشد که شادی واقعی تنها در جشن و خوراک نیست، بلکه در نیکی کردن، حفظ دوستی و رعایت عدالت نیز معنا پیدا میکند.
مهرگان در ادبیات فارسی
مهرگان در شعر فارسی جایگاهی چشمگیر دارد. شاعران ایرانی از این جشن برای توصیف شکوه پاییز، رنگهای طبیعت، بزم، شادی و بخشش استفاده کردهاند. در ادبیات فارسی، مهرگان اغلب در کنار نوروز قرار میگیرد؛ دو جشن بزرگ که یکی نشانهٔ بهار و دیگری نشانهٔ پاییز است.
فردوسی در شاهنامه به پیروزی فریدون بر ضحاک و برپایی جشن مهرگان اشاره میکند. همچنین شاعران درباری دورههای سامانی، غزنوی و سلجوقی، مهرگان را به مناسبت جشنهای دربار و آغاز فصل پاییز ستودهاند.
این حضور در آثار ادبی نشان میدهد که مهرگان فقط یک مراسم دینی یا محلی نبوده، بلکه بخشی از فرهنگ عمومی و ذوق هنری ایرانیان به شمار میرفته است.
جایگاه مهرگان در روزگار امروز
امروزه مهرگان در میان زرتشتیان و شماری از علاقهمندان به فرهنگ ایران باستان برگزار میشود. در ایران و برخی کشورهای دیگر، گردهماییهای فرهنگی و خانوادگی به مناسبت مهرگان برپا میشود و شرکتکنندگان با خواندن شعر، موسیقی، نیایش، چیدن سفره و پوشیدن لباسهای رنگارنگ این آیین را گرامی میدارند.
هرچند مهرگان امروزه به گستردگی نوروز برگزار نمیشود، اما همچنان یکی از مهمترین نشانههای پیوستگی ایرانیان با تاریخ و فرهنگ کهن خود است. بازشناسی مهرگان میتواند به شناخت بهتر ارزشهای فرهنگی ایران، از جمله مهرورزی، وفاداری، عدالت، احترام به طبیعت و سپاسگزاری کمک کند.
نتیجهگیری
مهرگان یکی از کهنترین و بزرگترین جشنهای ایرانی است که پیشینهٔ آن به روزگار بسیار دور بازمیگردد. این جشن در آغاز با بزرگداشت مهر، ایزد پیمان و روشنایی، پیوند داشت؛ اما در طول تاریخ، معناهای گستردهتری چون جشن برداشت محصول، دوستی، بخشش، پیروزی عدالت بر ستم و سپاسگزاری از طبیعت پیدا کرد.
داستان فریدون و ضحاک، آیینهای سفرهٔ مهرگانی، جایگاه مهر در اوستا و حضور پررنگ مهرگان در ادبیات فارسی، همگی نشاندهندهٔ اهمیت این جشن در فرهنگ ایرانی هستند. مهرگان یادآور آن است که جامعه با راستی، مهربانی، وفاداری به پیمانها و ایستادگی در برابر بیداد، پایدارتر و انسانیتر خواهد بود.
مهرگانِ داد
چو مهر آمد از راهِ زرّینکلاه
درخشید خورشید بر دشت و ماه
جهان رنگِ یاقوت و آذر گرفت
هوا بویِ انگور و عنبر گرفت
ز باغِ انار و ز تاکِ کهن
برآمد نوای خوشِ مرد و زن
ولی در دلِ شهر، در روزگار
نشستهست ضحّاکِ خونخوار و مار
دو مارِ سیه بر دوشِ او چو دود
خورَد مغزِ فرزندِ این مرز و بود
نه فریادِ مادر به جایی رسید
نه اشکِ پدر بر ستمگر چکید
چو کاوه برآشفت از آن رنجِ سخت
به بازار زد بانگ بر تختِ بخت
درفشِ چرمی بر سرِ نیزه بست
ز بندِ ستم، دستِ مردم گسست
ندا داد: «ای مردمانِ دلیر
ممانید در سایهٔ ظلمت اسیر!»
فریدون جوان، پاکدل، دادخواه
برآمد چو خورشید از آن سویِ راه
به گرزِ گران، با دلِ استوار
شتابید بر کاخِ آن نابکار
زمین لرزید از گامِ اسبِ فرید
فلک از خروشِ دلیران شنید
ضحاکِ ستمپیشه در بند شد
سیاهی شکست و جهان خند شد
به دماوندش بست با بندِ آهن
که ناید دگر فتنه از راهِ دشمن
همان روز، مهر از افق سر کشید
دلِ خستهٔ مردم از غم رهید
گل و میوه و جامِ شادی نهاد
جهان جشنِ مهرگانِ داد داد
کنون نیز هر مهر، ای همنفس
به یاد آر آن داستان را و بس:
که از مهر و پیمان و آزادگی
برآید به پایان شبزادگی.
فرزانه عمادی
جشن مهرگان؛ آیینی کهن از ایران باستان




