
گزارش گردهمایی ایرانیان ایرانیان میهنپرست در وین، اتریش ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
پیشگفتار
در تظاهرات ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در وین، سخنرانان دربارهٔ وضعیت کنونی ایران و سرکوب مستمر مردم ایران سخن گفتند. آنان یاد قربانیان خشونت حکومتی را گرامی داشتند و بر اهمیت آزادی، حقوق بشر، برابری و آیندهای دموکراتیک برای ایران تأکید کردند.
همچنین مسئولیت جامعهٔ جهانی در قبال تحولات ایران مورد بحث قرار گرفت. سخنرانان از جامعهٔ بینالمللی خواستند تحولات ایران را با دقت دنبال کند، صدای مردم ایران را جدی بگیرد و در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب سیاسی، موضعی روشن اتخاذ کند.
این سخنرانیها نشان دادند که همبستگی با مردم ایران فراتر از مرزهای ملی است. این تظاهرات با هدف رساندن صدای آسیبدیدگان، گرامیداشت یاد قربانیان و ارسال پیامی در حمایت از آزادی، صلح و حق تعیین سرنوشت مردم ایران برگزار شد.
—————
آتوسا صباغ:

ما میهنپرستان همیشه میگفتیم: وقتی پدر به خانه بازگردد، همهٔ فرزندانش، چه پسر و چه دختر، در امان خواهند بود.
اما دیدید که در این سه، چهار سال چه بلایی بر سر ایران آوردند.
خون صدها هزار هممیهن ما بر گردن چپهای بیوطن است.
فراموش نکنید و قوی بمانید. بدانیم که ایران را با هم پس خواهیم گرفت و با هم بازسازی خواهیم کرد.
وقتی پدر به خانه بازگردد، همهٔ فرزندانش در امان خواهند بود.
پاینده ایران، جاوید شاه!
—————
ا. توسطی:

بخش ۱
یک ایران داریم؛ ۹۰ میلیون باشرف و هشت میلیون ایرانی در خارج از کشور. توی این چند سال، از ۲۰۲۲ تا الان، شرف، میهندوستی و ایراندوستیشون رو نشون دادن. مصادرهٔ اموال، زدن زیرساختها و نابود شدن زیرساختها، برای یه کشور پهناور و ثروتمند مانند ایران هزینهای نداره. زیرساختهای کشور ما مهسا، نیکا، سیاوش و ۴۰ هزار جوانی بودن که میتونستن با افکار، اندیشهها و تحصیلاتشون، ایرانی آباد و پر از شادی بسازن.
دوستان، ما میدان نبرد رو نهتنها خالی نمیکنیم؛ جنایاتی که جمهوری اسلامی توی ۴۷ سال بر ملت ایران و کشور ایران اعمال کرده رو نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم، بلکه آتش را با آتش پاسخ خواهیم داد.
مهسا، نیکا، سیاوش.
آتش جواب آتش.
جواب آتش.
مهسا، نیکا، سیاوش.
آتش جواب آتش.
انقلابِ شیر و خورشید بهزودی به ثمر میرسد. ما در دوران براندازی هستیم. دوران گذار را هم خواهیم دید و دوران شکوفایی ایران عزیزمان را، به رهبری شاهزاده رضا پهلوی؛ که همه دستبهدست هم دادیم تا ایران رو بسازیم و پشتش رو هم خالی نخواهیم کرد، با تمام مسائلی که به وجود میاد.
میخواهند نفاق به وجود بیاورند. مثال کوتاهی براتون میزنم: فیلمی در عرض هشت ماه از جنایات جمهوری اسلامی در دیماه ساخته شد، به نام «۷۷ سال». بهمحض اینکه در ۳۵ شهر در اروپا، استرالیا، آمریکا و کانادا به اکران درآمد، جمهوری اسلامیِ نکبت فیلم دروغهای خودش را به نام «استخر» همان روز در شهر وین، در Lugner City، اکران کرد.
از شما میخواهیم بایکوت کنید. فیلمی که به صرف حضور شما به اکران میره و به همت جبهه هفت آبان، سازمان شیر و انجمن ISO در شهر وین اکران میشه، با حضورِ بهقول معروف کارگردان و هنرپیشههاش، درآمد آنچنانی نداره. اگر درآمدی داشته باشه، هزینهٔ زندانیانی میشه که به قصاص محکوم شدن و توان پرداخت اون رو ندارن. تا حالا دو نفر رو از درآمد این فیلم تونستیم آزاد کنیم.
صحبت من تبلیغ نیست. صحبت من اینه که امروز ایران ما، از خزر آبی و نیلگون تا خلیج همیشگی فارس و عمان، از شرق تا غرب، متحد هستیم. در خارج از کشور هم اتحاد داریم. حالا که تن به این هجرت اجباری، به این مهاجرت اجباری دادیم، متحد میشویم تا ایران عزیزمان را از چنگال این عربزادگان بیوطن آزاد کنیم و دوباره به شکوفایی برگرده.
جبهه هفت آبان سنجاق سینهای را طراحی کرد به عنوان بزرگداشت دیماه خونین؛ نقشهٔ ایران و پرچم شیر و خورشیدنشان که در آغوش دختریست که سالها برای پیدا کردن همسر یا برادرش جستوجو میکرد. این سنجاقها را تا آزادی ایرانمان هرگز از یقهمان باز نخواهیم کرد.
ایران متعلق به شماست. ما خادمانی هستیم در این شهر که فقط به عنوان صدای ملت ایران برنامههایی را برگزار میکنیم. متحد باشید. سیاهی داره میره و صبح آزادی نزدیکه.
من به شما قول میدم اگر متحد باشیم، سالگرد جاویدان دیماه، میتونیم روز آزادی ایران رو ببینیم.
پاینده ایران. جاوید شاه.
زنده باد خاندان ایرانساز پهلوی.
ویدیو: instagram.com
بخش ۲
امروز در چهارمین سالگرد دختر ایرانزمین، مهسا امینی، گرد هم آمدهایم. جنبشی که نخستین جنبش پس از ۴۷ سال حکومت نکبتبار جمهوری اسلامی بود و در جریان آن، ملت ایران یکپارچه «نه» به جمهوری اسلامی گفت.
پس از آن، در سال ۲۰۲۲، جنبش انقلابی بهصورت پراکنده در میان اقشار مختلف جامعه شکل گرفت: کامیونداران، کارکنان شرکت واحد و فرهنگیان. اینها شعلههای آتشی بودند که تا دیماه ادامه یافتند و در آن ماه فوران کردند.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری و اطلاعات منتشرشده در شبکههای اجتماعی، بیش از ۴۰ هزار نفر کشته، ۲۰۰ هزار نفر دچار آسیبهای جسمی و بیش از ۱۵۰ هزار نفر زندانی شدهاند. از دیماه تا امروز نیز بیش از ۶۴۲ نفر به دلایل مختلف اعدام شدهاند؛ منظورم از دلایل مختلف، مواردی مانند قصاص، اتهام جاسوسی برای اسرائیل و موارد مشابه است.
این نبرد ادامه خواهد داشت. این نبرد، نبرد نهایی است. همانطور که شاهزاده رضا پهلوی گفت، ما تاکتیکهای خود را تغییر دادهایم و تاکتیکهایی را برگزیدهایم که جمهوری اسلامی را درهم بشکند.
یکی از تاکتیکهای ما همین میدانهایی است که حفظ میکنیم، صدای جاویدنامها را زنده نگه میداریم و برنامههایی را که در سطح شهر برگزار میکنیم، ادامه میدهیم. اما تداوم این فعالیتها به کمک تکتک شما نیاز دارد. ما بدون کمک شما نمیتوانیم ادامه دهیم.
ما از جایی بودجه دریافت نمیکنیم و حساب انجمن را در اختیار کسی نگذاشتهایم تا مانند برخی گروههای دیگر، ماهانه مبلغی به حسابمان واریز شود. ما با کمک شما و از جیب خودمان، این اعتراضات مدنی را در خیابانهای اروپا و خارج از ایران ادامه میدهیم.
بنابراین، خواهش میکنم کمک کنید؛ به ملت ایران کمک کنید. این کمکها به جیب انجمن شیلک، ISDO یا جبهه هفتم آبان نمیرود؛ بلکه فقط برای ادامهٔ این حرکت هزینه میشود.
ما فیلم «۷۷» را اکران میکنیم. حتی اگر سالن سینما کاملاً پر شود، تنها میتوانیم هزینههای سینما را تأمین کنیم. شاید برایتان سؤال باشد که چرا این فیلم را اکران میکنیم. دلیلش زنده نگه داشتن یاد دیماههاست.
ممکن است برخی نتوانند صحنههای دردناک این فیلم را تحمل کنند. بسیاری از جوانان دانشجو علاقهمندند این فیلم را ببینند، اما به دلیل مشکلات اقتصادی نمیتوانند در اکران حضور پیدا کنند. از شما خواهش میکنم از طریق صفحهٔ www.7zip.hansrs.com بلیت تهیه کنید و آن را به انجمن شیلک اهدا کنید.
انجمن شیلک در منطقهٔ ۱۸ دفتر بسیار زیبایی دارد و میتواند از شما با نوشیدنی پذیرایی کند. این انجمن همچنین کتابخانهٔ زیبایی دارد. بلیتها را به آنجا اهدا کنید تا جوانان بتوانند در این اکران حضور پیدا کنند.
این آتش نباید خاموش شود. نباید پروندهٔ ایران در میان پروندههای مربوط به جنگ، تنگهٔ هرمز و زیرساختها گم شود. به ۴۰ هزار زیرساخت در این مملکت حمله شده است. میدانید ۴۰ هزار یعنی چه؟
به یاد زندهیاد دکتر فریدون فرخزاد میافتم که میگفت: اگر اینگونه بنشینید و سکوت کنید، نوبت تکتک شما هم خواهد رسید. فکر میکنم بسیاری از شما در میان دوستان و آشنایانتان، پس از دیماه، کسی را از دست دادهاید.
عمق فاجعه را ببینید. مادران و پدرانی هستند که نمیتوانند نبود فرزندشان را تحمل کنند و دست به خودکشی میزنند.
خواهش میکنم برای تداوم این همبستگی تلاش کنید و به نفاقهایی که ایجاد میشود توجه نکنید. افرادی که با رفتارهای سبک و سخنان بیاهمیت در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند، بایکوت کنید و به آنها توجه نداشته باشید.
جمهوری اسلامی در مقابل فیلم «۷۷» فیلم «استخر» را در سالگرد مهسا اکران کرده است تا مردم را بخنداند. آن را بایکوت کنید. برای سینمای لوکسسیتی نامه بنویسید و درخواست کنید اجازهٔ اکران این فیلم را ندهند. این توهین به یک مملکت و یک ملت است.
ما برای خنده، شادی و سرگرمی یک عمر فرصت داریم. شورشی که پدران ما در سال ۵۷ به راه انداختند، هزینهاش را نسل من پرداخت. امروز، در آستانهٔ شصتسالگی، اجازه نمیدهم فرزندان ما تاوان سکوت ما را بدهند.
خواهش میکنم همبستگی خود را حفظ کنید. به بلاگرهایی که با رفتارهای سبک و تمسخرآمیز فعالیت میکنند، توجه نکنید.
۴۰ هزار جوان کشته شدهاند؛ شاید حتی ۸۰ هزار نفر. ۴۰ هزار جوان و خانوادههایی که همچنان گرفتارند.
میخواهم نمونهای را که خودم شاهدش بودهام برایتان تعریف کنم. یکی از کارکنان من، برای نجات خواهرش، دکتر ساناز موسوی، که در وکیلآباد مشهد با گلولهٔ ساچمهای زخمی شده بود، به آنجا رفت. خودش نیز از ناحیهٔ سر هدف گلوله قرار گرفت.
دو روز پیکر آنها در خانهشان بود. برادرشان برای تحویل دادن پیکرها مراجعه کرد، اما او را بازداشت کردند و هنوز در زندان است. ممکن است برای او حکم اعدام صادر کنند. به او گفته بودند: «امضا کن؛ خواهرت یا شهید شده، یا خودت مورد اصابت گلوله قرار گرفتهای.»
ما با چنین جنایاتی مبارزه میکنیم.
خواهش میکنم در تمام تظاهرات و تجمعات، خونسردی خود را حفظ کنید. برای ما مایهٔ تأسف است که در جایی که همنظر هستیم، با یکدیگر بحث و درگیری داشته باشیم.
برای تداوم این تظاهرات، لطفاً کمک کنید. کمک مالی تکتک شما به ادامهٔ این حرکت کمک میکند.
بار دیگر دربارهٔ فیلم «۷۷» تأکید میکنم: کسانی که نمیتوانند در اکران حضور پیدا کنند، میتوانند بلیت تهیه کنند و آن را به انجمن اهدا کنند تا در اختیار جوانان قرار گیرد.
اکران فیلم در ۲۵ سپتامبر، ساعت ۲۰:۳۰ برگزار میشود. ابتدا قرار بود اکران ساعت ۱۹:۳۰ باشد، اما آن را به ساعت ۲۰:۳۰ تغییر دادیم تا افرادی که مشغول کار هستند نیز بتوانند حضور پیدا کنند.
این فیلم را باید ببینید. فیلمی دردناک است، اما باید آن را دید و این فاجعه را لمس کرد. این فیلم نه یک فیلم اکشن است و نه یک مستند؛ بلکه بازتاب واقعیت است. دو نفر از بازیگران این فیلم خودشان در ایران با چنین حوادثی روبهرو شدهاند.
در یکی از صحنهها، پدری سالها به دنبال فرزندش میگردد و سرانجام فردی را پیدا میکند که هنوز زنده است. او میگوید: «این فرزند من است»، در حالی که از فرزند خودش میگذرد.
فکر نمیکنم دیدن این صحنهها برای شما دشوار باشد. از نظر مالی نیز حمایت از فیلم اهمیت دارد تا کارگردان بتواند صحنههای تاریخی این مملکت را بازسازی کند و آن را به جامعهٔ اروپا نشان دهد.
دوستان اتریشی خود را نیز همراه بیاورید. فیلم با زیرنویس آلمانی نمایش داده میشود.
از شما اجازه میخواهم برای همهٔ جاویدنامان، از تیمسار جهانبانی ــ که تا آنجا که میدانم، هم کرد بود و هم لُر ــ تا افرادی که چند روز پیش اعدام شدند، یک دقیقه سکوت کنیم.
سپاسگزارم.
دیدار ما در ۲۵ سپتامبر، در سینمای «هایدن» در خیابان ماریا هیلفر، ساعت ۲۰ برگزار میشود.
سپاسگزارم.
جاوید شاه!
—————
عباس امامی:

با درود به همهٔ همرزمان، بزرگواران و سروران
دیروز پادشاهمان در تورنتو بودند و سخنرانی بسیار خوب و جالبی کردند. جملهای گفتند که برای من بسیار مهم بود. فرمودند که ما نسبت به گذشته باتجربهتر، قویتر و محکمتر شدهایم.
ما در این چند سال اخیر، آبان ۹۵، دی ۹۶، آبان ۹۸، قیام ۱۴۰۱ و قیام دیماه را دیدهایم و، بهقول معروف، تیشه خوردهایم؛ اما قویتر و مستحکمتر شدهایم. این تجربه برای ما چراغ راه آینده خواهد بود.
مسئلهٔ دیگری را هم میخواستم خدمت شما عرض کنم. هنگامی که رضا شاه بزرگ در ۳ اسفند ۱۲۹۹ وارد تهران میشود، در ۴ اسفند بیانیهای میخواند. متن بیانیه را برایتان میخوانم، چون شباهت بسیاری به وضعیت امروز ما دارد. رضا شاه این بیانیه را در ۴ اسفند خودش میخواند. میگوید:
«ما به تهران آمدیم که معنای حقیقی سرپرستی مملکت و مرکزیت بدان اطلاق گردد. ایران ما نیازمند یک دولت است؛ یک حکومت واقعی، حکومتی که در فکر ایران باشد؛ حکومتی که فقط تماشاچی بدبختیها و فلاکت ملت خود واقع نگردد.»
چقدر به وضعیت امروز ما شبیه است؛ یعنی انگار تاریخ همین امروز ما را کپی و پیست کرده است.
«حکومتی که بیتالمال مسلمین را وسیلهٔ شهوترانی مفتخوران تنپرور و تنبلِ بیهویت قرار ندهد. حکومتی که سواد اعظم مسلمین» ــ منظورش پایتختنشینان بوده است ــ «را مرکز شقاوتها، کانون مظالم و فساد نسازد. حکومتی که در اقطار سرزمینش، هزاران اولاد مملکت از گرسنگی و بدبختی نمیرند.»
این اشاره به همان قحطی بزرگی است که یک تا چهار سال پیش از آن، در پایتخت، صدها هزار نفر بر اثر فقر و گرسنگی آسیب دیدند.
«حکومتی که هر روز آبروی ایران را نریزد و مملکت خود را زیر بار حقارت نبرد. هدف ما تشکیل چنین حکومتی است که موجبات شرافت وطن، آزادی، آسایش و ترقی ملت را در عمل آشکار سازد و با آن ملت، نه مثل گوسفند زبانبسته» ــ همانند وضعیت امروز ــ «رفتار ننماید، بلکه آن را به معنای واقعی، ملت بداند. آن لحظه است که ما خواهیم توانست به آینده امیدوار باشیم.»
یعنی انگار صد سال پیش، رضا شاه همین امروز برای ما این سخنان را میگوید. برای همین است که فرزندان ایران میگویند:
رضا شاه، روحت شاد! بگوییم: رضا شاه، روحت شاد!
—————
سیروس رضوی:

دوستان عزیز، مردم شریف و عزیز وین، و همهٔ کسانی که شجاعت دارند همراه با ما برای آزادی، مدارا و برابری، در برابر ستمگران این جهان بایستند.
ما هفتهبههفته گرد هم میآییم، چون آرام و قرار نداریم و نمیخواهیم بیش از این شاهد رنج کشیدن هموطنانمان در ایران باشیم؛ رنجی که ۴۷ سال است ادامه دارد. تنها در سال جاری، بیش از هزار نفر اعدام شدهاند و در طول این سالها، شمار اعدامشدگان به صدها هزار نفر رسیده است.
نزدیک به چهار سال پیش، مهسا امینی به قتل رسید. چرا؟ چون ادعا شد حجابش را بهدرستی رعایت نکرده است. او را مورد ضربوشتم قرار دادند، بازداشت کردند و بر اثر جراحاتش جان باخت. این رویداد، چهار سال پیش، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را شکل داد. ما به پا خاستیم و دربارهٔ این جنایات اطلاعرسانی کردیم.
ما آرام و قرار نداریم، چون نمیخواهیم بیش از این سکوت کنیم و شاهد باشیم. میخواهیم دربارهٔ جنایات جمهوری اسلامی اطلاعرسانی کنیم؛ جنایاتی بیسابقه. مردم در ایران شلاق میخورند، شکنجه میشوند، مورد تجاوز قرار میگیرند، سنگسار میشوند، به دار آویخته میشوند و به گلوله بسته میشوند. سازمان ملل متحد، ناظران آن و تمام جهان نیز فقط نظارهگر هستند.
تا کی، میپرسم؟ تا کی میخواهیم سکوت کنیم، کاری انجام ندهیم و در خانه بمانیم؛ جایی که آسودهایم؟ ما دیگر در خانه نمیمانیم. هفتهبههفته به خیابانها خواهیم آمد. آنقدر تظاهرات خواهیم کرد و صدای مردم ایران خواهیم بود تا جهان بیدار شود و در کنار ما، در کنار مردم ایران، بایستد.
آنها خود را مؤمن مینامند و به نام خدا عمل میکنند. اما خدای من، دوستان، مرا بر اساس لباسی که میپوشم قضاوت نمیکند. مرا بر اساس آنچه میخورم یا مینوشم قضاوت نمیکند. خدای من همسر، دختر و مادرم را بر اساس داشتن یا نداشتن حجاب قضاوت نمیکند. خدای من مرا بر اساس رفتارم قضاوت میکند: بر اساس اینکه نیکوکارم یا بدکار و با همنوعانم چگونه رفتار میکنم.
آفرین! درست است!
ما ایرانیان هزاران سال است که مفهوم نیکی و بدی را میشناسیم. بیش از سه هزار سال است که میان نیکی و بدی، میان روشنایی و تاریکی، تفاوت میگذاریم. باید نیک سخن بگوییم، کار نیک انجام دهیم و نیک بیندیشیم. این فلسفهٔ ماست؛ فلسفهای که هزاران سال قدمت دارد.
کوروش بزرگ یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر جهان را ارائه کرد. داریوش گفت که نمیخواهد بزرگ به کوچک یا کوچک به بزرگ ستم کند.
ما مفهوم نیکی و بدی را میشناسیم. اما ۱۴۰۰ سال است که فرهنگ و میراث فرهنگی ما تحریف میشود. بااینحال، در تمام این قرنها نتوانستهاند هویت ایرانی ما را نابود کنند. در هزار سال آینده نیز نخواهند توانست، دوستان من.
آفرین! درست است!
ما از لحظهٔ تولد تا لحظهٔ مرگ ایرانی خواهیم بود. همانطور که شاه ما گفته است: «در درجهٔ اول ایرانی هستم، در درجهٔ دوم ایرانی هستم و در درجهٔ سوم هرچه بخواهم، هستم.»
اما قلب ما ــ قلب ما برای کشورمان میتپد. برای همنوعانمان میتپد. ما در برابر ستمگران این جهان کوتاه نخواهیم آمد. در برابر جمهوری اسلامی نیز کوتاه نخواهیم آمد. گلولهها، شکنجهها و ارعاب آنها نمیتواند ما را به زانو درآورد.
نه!
یک هفته پیش، بار دیگر درگاهی راهاندازی کردند تا افرادی مانند ما را در آن گزارش کنند. آنها میخواهند میان ما ترس ایجاد کنند و ما در خانه بمانیم. اما فراموش نکنید: اینها آخرین اقدامات جمهوری اسلامی است. این روزها، روزهای پایانی جمهوری اسلامی است.
سپهر و خواهر و برادرش به خیابان رفتند و بیرحمانه به قتل رسیدند. ما نباید این را فراموش کنیم و نخواهیم کرد، دوستان من.
ما ایرانیان مدتهاست انتخاب خود را کردهایم: انتخاب مردی که ۴۰ سال است خستگیناپذیر برای ایران مبارزه میکند. او برای ایرانی سکولار و آزاد مبارزه میکند؛ ایرانی که در آن نخستین انتخابات آزاد برگزار خواهد شد و هر یک از ما حق خواهد داشت رأی خود را به صندوق بیندازد.
این مرد، پادشاه من است. برای برخی، رهبر دوران گذار است؛ اما برای من، شاه رضا پهلوی دوم است.
بنابراین، دوستان، فریاد جاویدنامانمان را تکرار میکنیم؛ فریادی که در ایران با خون آنان بر خیابانها نوشته شده است:
به همهٔ کسانی که در بیرون ایستادهاند و نمیخواهند در کنار ما قرار بگیرند و ما را به هر چیزی که میخواهند نسبت میدهند: ما صلح میخواهیم. ما صلح میان همهٔ انسانها را میخواهیم. ما صلح، برابری و مدارا میخواهیم.
ما میخواهیم دخترانمان نیز در ایرانی آزاد رشد کنند. میخواهیم همجنسگرایان و افراد ترنس در ایران آزادانه رفتوآمد و زندگی کنند.
ما از مدارا و از این آرمان دفاع میکنیم که فردا در کشوری در خاورمیانه، هر انسانی بتواند آزادانه زندگی و رفتوآمد کند؛ همانگونه که در گذشته امکانپذیر بود. این مفهومی تازه برای خاورمیانه نیست. در دوران پهلوی، چنین امکانی برای پنجاه، حتی هفتاد سال وجود داشت.
اما بار دیگر میگویم: این روزها، روزهای پایانی جمهوری اسلامی است.
من از صمیم قلب باور دارم که این جنبش از میان نخواهد رفت. این جنبش ادامه خواهد یافت تا ایران آزاد شود؛ زیرا همهٔ ما این کشور را در قلب خود حمل میکنیم.
و این را از آن رو میگویم که به آن باور دارم: ما ملتی نیرومند هستیم، دوستان من. ما ایران را پس خواهیم گرفت. این را فراموش نکنید.
و خطاب به همهٔ کسانی که در خانه ماندهاند میگویم: به ما بپیوندید. به همهٔ اتریشیها و اروپاییها میگویم: در کنار ما بایستید. این موضوع به آزادی شما نیز مربوط است؛ به آیندهٔ شما، به برابری و مدارا برای همهٔ انسانها مربوط است.
ما برای ایران، برای اتریش و برای جهان اینجا ایستادهایم و با حضور خود یاد مهسا امینی و ۱۰۰ هزار نفری را گرامی میداریم که در ماه ژانویه در ایران به خاک سپرده شدند.
تا کی، میپرسم؟ تا کی باید پدری در سردخانهها به دنبال پسرش بگردد و او را در کیسهٔ جسد جستوجو کند؟
سپهر جان، کجایی؟
تا کی مادران باید از روی اعتراض بر مزار فرزندانشان برقصند تا شادی و زندگی آنها را به یاد همگان بیاورند؟
تا کی، میپرسم؟ تا کی باید مادری به کوهستان پناه ببرد تا نام پسرش را فریاد بزند و آزادی را طلب کند؟
ما فراموش نخواهیم کرد، دوستان من. و نخواهیم بخشید. جمهوری اسلامی را به تاریخ خواهیم سپرد و در ایران، آزادی کشورمان را دوباره جشن خواهیم گرفت.
برای ایران!
جاوید شاه!
سپاسگزارم.
ویدیو: facebook.com
—————
اردشیر:

ما بار دیگر اینجا گرد هم آمدهایم تا چهارمین سالگرد قتل مهسا امینی به دست رژیم تروریستی جمهوری اسلامی را گرامی بداریم.
مهسا ۲۲ ساله بود. او برای دیدار به تهران آمده بود و بهدلیل حجابش بازداشت شد؛ حجاب اجباری، قانونی واپسگرا و متعلق به عصر حجر که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بر مردم تحمیل کرده است.
این ایدئولوژی از همان ابتدا با ایران سازگار نبود. از روزی که این افراطگرایان کنترل ایران را به دست گرفتند ــ سرزمینی که در آن زنان میتوانستند به مقام ملکه برسند ــ زنان را به خانهها فرستادند و آنان را همچون دارایی مردان تلقی کردند. زنان در ایران پیش از آن از حقوق بسیار بیشتری در جامعه برخوردار بودند.
حملهٔ دوم آنان ۴۷ سال پیش، در جریان انقلاب مارکسیستی ـ اسلامی رخ داد؛ انقلابی که حکومت شاه را سرنگون کرد. بار دیگر حقوق زنان ایران از آنان گرفته شد. زنان ایرانی بلافاصله پس از انقلاب، نخستین اعتراضها علیه این رژیم جنایتکار را سازماندهی کردند و بهشدت سرکوب شدند.
۴۳ سال بعد، مهسا امینی به دست همین تروریستها به قتل رسید.
اما سرکوب با مهسا آغاز نشد. آنان پیش از اعدام دختران جوان، به آنان تجاوز میکردند؛ زیرا ادعا میکردند دختران باکره را نمیتوان اعدام کرد. جمهوری اسلامی ۴۷ سال است که زنان را سرکوب و حقوق آنان را سلب میکند.
اما دیگر بس است.
مردم ایران، زنان ایران در کنار برادران، پدران، پسران و همسرانشان، دیگر این رژیم تروریستی را تحمل نخواهند کرد. ما دیگر این ایدئولوژی آخرالزمانی را نمیپذیریم.
مردم ایران دیگر آن را تحمل نخواهند کرد. ما بارها و بارها این را نشان دادهایم. آخرین نمونه، در ماه ژانویه بود؛ زمانی که میلیونها ایرانی در سراسر کشور به خیابانها آمدند تا برای سرزمین و آزادی خود مبارزه کنند و ایران را از چنگال این قاتلان و تروریستها آزاد سازند.
آنان بیش از هر نام دیگری، نام اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم را فریاد زدند.
مبارزهٔ ما تا زمانی پایان نخواهد یافت که آرمان صدها هزار ایرانی که بهطرزی بیرحمانه به دست رژیم تروریستی جمهوری اسلامی قتلعام شدند، تحقق یابد.
ما روزبهروز و هفتهبههفته اینجا خواهیم بود؛ تا صدای آنان باشیم، به جای آنان مبارزه کنیم و به مبارزه ادامه دهیم تا ایران بار دیگر آزاد شود.
مردم ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به توجه و حمایت جهان آزاد نیاز دارند تا از وقوع قتلعامی دیگر جلوگیری شود. ایران بار دیگر در آستانهٔ جنگ قرار دارد و تنها عامل آن، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است.
پس در کنار ایران بایستید. در تاریکترین روزهای مردم ایران، در کنار آنان بایستید.
پاینده ایران، جاوید شاه
سپاس
—————
پروفسور سیروس میرزایی:

دوستان عزیز،دوستان عزیز،
ما هفته به هفته در اینجا گرد هم میآییم تا نهتنها حمایت خود را از انقلاب تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد رضا پهلوی، اعلام کنیم، بلکه این پیام را نیز به اتحادیه اروپا، مردم اتریش و سیاستمداران اروپا و اتریش برسانیم.
جمهوری اسلامی از آغاز سال جاری تا امروز بیش از ۱٬۰۰۰ نفر را اعدام کرده است. حتی نمیخواهم از کشتار ماه ژانویه صحبت کنم؛ زمانی که بیش از ۴۰٬۰۰۰ نفر در خیابانها کشته شدند و چپگراها میگویند: «۲٬۰۰۰ یا ۳٬۰۰۰ نفر بودند.» من میگویم: احتمالاً نزدیک تر به ۴۰٬۰۰۰ نفر بودند. انگار که ۳٬۰۰۰ نفر، عدد کمی است.
دوستان عزیز، ما در اینجا پرچمهای گوناگونی میبینیم: پرچم ایران، تا نشان دهیم برای چه ایستادهایم؛ برای برچیدن جمهوری اسلامی و برای ایرانی آزاد.
سپس پرچم اتریش را میبینیم تا از این کشور تشکر کنیم که به ما اجازه میدهد این گردهماییها را در آزادی و تحت حفاظت پلیس اتریش برگزار کنیم. سپاسگزاریم.
و پرچم اسرائیل را نیز میبینیم تا نشان دهیم که ما یهودستیز نیستیم و با ایرانی آزاد، صلح به خاورمیانه بازخواهد گشت. تنها یک ایران آزاد، تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی، تضمینی برای صلح در خاورمیانه است.
دوستان عزیز، ما از گروه پزشکان میهن پرست، مهمان شاهزاده رضا پهلوی بودیم. آنجا از نزدیک دیدم که این مرد فقط رؤیا ندارد؛ بلکه برنامه دارد، نقشه دارد، متخصصان و تیمهای گوناگونی در کنار او هستند. از همین حالا برای روز صفر برنامهریزی میشود که چه اقداماتی باید انجام شود.
پاینده ایران، جاوید شاه.
در پایان، میخواهم از یک جوان ایرانی دعوت کنم که به روی صحنه بیاید. لطفاً. او در اینجا بزرگ شده است، اما میخواهد به ما نشان دهد که حتی اگر کسی در خارج از ایران بزرگ شود و چشمانش را باز نگه دارد، باز هم میتواند به همین نتیجه برسد.
جاوید شاه!
پاینده ایران، جاوید شاه.
ویدیو: instagram.com
—————
او در اتریش به دنیا آمده و شاید فارسی را بهسختی صحبت کند، اما دلش برای ایران میتپد.
سپنتا در تجمع ۲۰ سپتامبر در وین، با همان فارسیِ ساده، اما با تمام وجود گفت:
«صدای مردم ایران نباید خاموش شود. فریاد بزنید؛ به فارسی، به آلمانی یا به هر زبانی که میتوانید. صدای هممیهنانمان باشیم.»
ایران را میتوان اینگونه، حتی آنسوی مرزها، در دل یک نسل تازه نیز زنده دید.
سپنتا:

بهعنوان یک ایرانی که در وین به دنیا آمدهام، میخواستم بگویم که در این هشت ماه گذشته، بیش از ۴۰ هزار خواهر و برادرمان جاویدنام شدهاند.
یک نکتهٔ بسیار مهم را میخواهم بگویم: ناامید نباشید. ما هر روز به آزادی ایران نزدیکتر میشویم.
تنها کاری که میتوانیم برای کشورمان، ایران، انجام دهیم این است که به هر قیمتی شده، در تجمعها حاضر شویم تا مردم ایران بدانند که در این شرایط سخت، در کنارشان ایستادهایم.
مهم نیست شعارها را به فارسی، آلمانی یا انگلیسی سر بدهیم؛ فقط فریاد بزنیم تا تمام دنیا بشنود که چه میخواهیم و چه میگوییم.
در ایران، مردم در همهٔ سنین با جان و زندگی خود فریاد میزدند:
«این آخرین نبرد است؛ پهلوی برمیگردد. پهلوی تنها آلترناتیو برای ایران است.»
پس به یاد همهٔ جاویدنامان فریاد بزنید:
این آخرین نبرده!
پهلوی برمیگرده!
جاوید شاه!
پاینده، ایران!
درود بر شرف شما!
********************
دوستان گرامی،
بهجز عکسهایی که نشانِ انجمن شیلد روی آنها درج شده است، سایر عکسهایی که هیچ علامتی ندارند، توسط ما گرفته شدهاند و مشمول حقنشر نیستند. استفاده از این تصاویر برای همگان آزاد است.
گزارش گردهمایی ایرانیان میهنپرست در وین، اتریش ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶




