
گزارش تجمع ایرانیان میهندوست در ۲۶ ژوئیه در وین
پیشگفتار
در روز ۲۶ ژوئیه، ایرانیان میهندوست در وین گرد هم آمدند تا در یک تجمع اعتراضی و یادبود شرکت کنند. این برنامه نمادی از پیوند عمیق با ایران، تاریخ آن و آرزوی داشتن کشوری آزاد، نیرومند و مستقل بود.
در این مراسم یادبود، ما یاد و خاطرهٔ رضاشاه بزرگ و اعلیحضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی را گرامی میداریم؛ دو پادشاه میهندوست که زندگی خود را وقف قدرت، پیشرفت و استقلال ایران کردند. آنان برای ایران زیستند، بیوقفه برای آیندهٔ آن تلاش کردند و میراثشان در تاریخ و در دلهای بسیاری از ایرانیان زنده خواهد ماند.
این تجمع همچنین بیانگر یادآوری، همبستگی و امید به آیندهای بود که در آن ایران بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان کشوری آزاد، سربلند و برخوردار از حق تعیین سرنوشت بازخواهد یافت.
بخشی از این گردهمایی را می توانید در لینک زیر ببینید:
—————————
سوشا مکانی*، فوتبالیست ایرانی در تیم نروژ:

می خواستم وظیفه اجتماعی و انسانی خودم را به مانند هفتهها و ماههای قبل نشان بدهم و نشان بدهم که در کنار شما هستم و به عنوان یک سرباز حتی اگر کوچکترین سرباز شاه باشم، حمایت میکنیم از راهی که شاهزاده رضا پهلوی برای ما مشخص کردند
من فرقی نمیبینم بین این عکس (عکس شاهزاده رضا پهلوی) و اسم ایران.
شاه یعنی ایران، ایران یعنی شاه.
ممنون.
هر کسی این دو اسم را از هم جدا کرد و جدا میداند، مطمئن باشید فرقی با جمهوری اسلامی برای ما نمیگذارد.
ممنون از حضور همه شما که امروز هم اینجا هستید
باشرف شما هستید.
لینک اینستاگرام این سحنرانی در پیج سوشا مکانی: instagram.com
*سوشا مکانی
سوشا مکانی (متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۸۶ در تهران) دروازهبان پیشین فوتبال ایران است. او سالهای زیادی در ایران بازی کرد؛ از جمله برای باشگاه پرسپولیس تهران، و چندین بار نیز برای تیم ملی فوتبال ایران به میدان رفت.
مکانی در نروژ با باشگاههای میوندالن و سپس استرومسگودست قرارداد داشت. او در آنجا بهعنوان یک دروازهبان باتجربه فعالیت میکرد و در بالاترین ردههای فوتبال نروژ بازی کرد. دوران حضور او در نروژ بخش مهمی از ادامهٔ دوران حرفهایاش خارج از ایران بود.
—————————
غزال:

برخیز ساقیا، بدان جام خسروی
تا در کشم به یاد شاهنشاه پهلوی
درودها بر روان شاه انوشه روان، مهر آریا، خسرو ایران، محمدرضا شاه پهلوی.
چهارم و پنجم امرداد ماه، سالگرد چشمفروبستن دو شاه بزرگ ایران است؛ رضا شاه بزرگ و فرزند او آریامهر گرامیمان. ایشان که در سایه راستی و درستکاری خویش، در پس نگاه مهربانانه امرداد، چشم از جهان فرو بستند و تا هماره در روان و دل آزاد مردمان ایران جاودان شدند.
مهر ایشان چنان در بند، بند روان ما ایرانیان زبانه میکشد که هیچ دژاندیشی، هیچ کینهای، هیچ تیر زهرآگین دلخراشی را دیگر توان ستیزه با آن نیست، که مهر، ریشه در خاک دارد و خاک را کسی از دل بر نمیکند.
اگر پدرش نام نهیم به خطا نرفتهایم که او پدرانه این فرزندان ناسپاس را دوست میداشت و دل شکستگی تنها تاوانی بود که برای این مهر بیدریغ پرداخت. همان گرانمایهی شاه ایران که پنجه در پنجهی روزگار بدکنش افکند، در برابر طوفان سهمگین روزگاری ایستاد که از همه سو بر او میوزید و پایان، جز شوربختی و فغان و مویه بر سر بوستان آتش گرفتهی ما، ارمغانی نیافت.
در برگ برگ تاریخ ایران جستم و نامی نیافتم که این چنین دل بریان و چشم اشکافشان کند، که ما را سوگیست به درازای ۴۷ سال.
۴۷س ال سوگ و سوگواری و تیره بختی، ارمغان شوم همپیمانان سرخ و سیاه رنگ، همپیمانی شوم مرتجعینی که خانمان ما برانداختند و خود بیبهره از این زمستان سرد، به بهشت غرب گریختند.
نابکاری و خیانت آشکار تیره اندیشان میهنفروش و مردمانی که در دام بیخردی و ناآگاهی خویش فرو افتادند، بر این ویرانی دامن زد. ماه بر روی زمین بود و نابخردان در آسمان به دنبال او میگشتند.
از بیخردی ما بود که جمشید را به ضحاک دادیم، او که از دهشتی بزرگ بر ما سخن راند، آتشی که سالها پیش بر میهن آباد ما افکندند، امروز دامن خودشان را فرا گرفته و هر روز فروزندهتر به پیش میرود، که باختریان ندانستند هر آنکس که باد کاشت، توفان درو خواهد کرد.
تاریخ هر چند دیر، اما سرانجام داوری خواهد کرد و امروز هنگامهی آن فرا رسیده. چهار دهه پیش در غم میهن به سوز دل، دور از سرزمین، در خاک بیگانه چشم فرو بست، اما همچنان با نگاهی که تا آخرین دم رو به ایران داشت و آری، شاه آه نمیکشد، مگر با نالهی ملتی همراه شود.
بدرود او، بدرودی بود بر زندگانی و روزهای روشن ما، که او گنج شایگان بود، که او خود میهن بود و رفتنش زخمی شد بر پیکر آزرده ایران. زخمی که هنوز پس از این همه سال دردناک و اندوهبار است. تا واپسین دم در چشمانش مهر بود و آزردهگی.
جهان بر آن شهریار تنگ آمد که در آن رزم جانفرسا با دشمن بیگانه، سپاهی مردمان خود را روی گردان و سر نهاده بر آیین بیخردی دید.
اما یاد او همچون مهر آریا در دل این سرزمین جاودان خواهد ماند تا روزی که ایران، ایران است.
آیا در ایران دوباره مدی چون او زاده خواهد شد؟
که او جمشید دوران بود، از داد و دادگری کوروش میفرمود و بیداد برآراندند که ما را این سرانجام در خور دل تافتهی ایشان بود.
شاه را به سود میهن نشاندیم و این سرانجام شد که ما هرگاه پاش کردیم بر پادشاه، زندگانی از ما روی برتافت.
پس پرده ها کودک خرد و زن
به کوی و به بازار شد انجمن
خروشیدن ناله و آه خاست
به هر برزنی ماتم شاه خاست
پایندهی ایران، جاوید شاه
لیک سخنرانی: instagram.com
—————————
سیروس رضوی:

ما هفته به هفته گرد هم میآییم. ایران! دوستان عزیز، مردم عزیز وین، و همه کسانی که آمادهاند برای ایرانی آزاد، ایستاده بمیرند تا زانو زده زندگی نکنند.
ما هفته به هفته گرد هم میآییم تا به جنایات جمهوری اسلامی توجه کنیم. هفته به هفته جوانان را میکشند. نسلبهنسل از سوی آنان قتلعام میشوند. بیرحمانه تلاش میکنند هر آنچه ایرانی است را نابود کنند.
چهلوهفت سال است که بر کشور حکومت میکنند و چهلوهفت سال است که کشور ما را به هرجومرج کشاندهاند. پول ما هیچ ارزشی ندارد، اعتبار ما نابود شده است. آنان دست از کار نمیکشند. دست از آزار و شکنجه مردم ما برنمیدارند. چهلوهفت سال است که مردم ما را به گروگان گرفتهاند.
امروز هشتادودو سال پیش، رضاشاه درگذشت. نه در ایران. در تبعید درگذشت. فردا چهلوشش سال پیش، پسرش محمدرضا شاه نیز، باز هم در تبعید، درگذشت. و نه به این دلیل که ما ایرانیان این افراد را به تبعید فرستادیم. نه، بلکه به این دلیل که جامعه جهانی چنین تصمیمی گرفت و مردم ما فریب داده شدند.
پهلویها ایران را به دست گرفتند ، کشوری که در قرن هفتم ، و آن را به قرن بی پرتاب کردند. همه ما مییم که چه چیزی را مدیونلویها هستیم و آنان خدمتی به ایران کردند. این را فراموش نکنید.
ما اینجا در وین ایستادیم. ما هجده هزار نفر بودیم. من در مونیخ میان دویستوپنجاه هزار نفر بودم. و با هم ایستادیم. اشک به چشمان همهمان آمد، چون آن را احساس کردیم: کشور ما در آستانه آزادی است. این را فراموش نکنید.
هفته به هفته گرد هم آیید. به اینجا بیایید و دنیا را باخبر کنید. بگذارید ما صدای مردم ایران باشیم. آیا میخواهیم آنان در ایران از ما باز هم بیشتر بکشند؟
بیایید با هم به جنایات آنان توجه جلب کنیم. یک بار دیگر گفتهام و باز هم میگویم: ایران ملکه خواهد داشت، دوستان من. بگذارید دنیا بداند. ما ایرانیان همین هستیم. ما مردمانی مدرن هستیم. برابری در خون ماست.
گهواره تمدنهای بزرگ از ایران برخاسته است. اولین منشور نخستین حقوق بشر از ایران است.
پهلویها، ما رضا شاه و محمدرضا شاه را به جایگاه شایسته شان بازمیگردانیم، به همان جایی که متعلق به آنهاست و کشورمان را بازپس میگیریم.
من این را هفته به هفته میگویم زیرا در اعماق قلبم به آن باور دارم.
ما ملت کبیریم، ایران را پس میگیریم
فیسبوک: facebook.com
اینستاگرام: .instagram.com
—————————
اردشیر:

ما امروز اینجا گرد آمدهایم تا یاد و خاطره مردی بزرگ را گرامی بداریم: مردی که ایران را بیش از هر چیز دوست میداشت و هیچ چیز برایش مهمتر از آیندهٔ آن نبود. او زندگی خود را وقف ساختن ایران کرد و هر آنچه در توان داشت به کار بست تا این کشور شکوفا شود. سرانجام، برای جلوگیری از خونریزی، با فداکاری از قدرت کناره گرفت؛ آنگاه که نسلی از مردمان ناسپاس و خائن در سال ۱۹۷۹ علیه او برخاستند و آغاز به ویران کردن کشور کردند.
این مرد بزرگ کسی نبود جز اعلیحضرت همایونی محمدرضا شاه پهلوی.
اما این داستان برای نسلهایی که پس از خیزش ۱۹۷۹ به دنیا آمدند، کاملاً متفاوت است. آنان این مرد را آنگونه که واقعاً بود شناختند و درک کردند که او برای ایران چه کرد و چرا در زمان خود آنگونه عمل کرد. او واقعاً دههها از زمانهٔ خویش جلوتر بود، و سرنگون شد تا ایران نتواند به جایگاه شایستهٔ خود، بهعنوان یکی از شکوفاترین کشورهای جهان، دست یابد.
او در واپسین روزهای زندگی خود، جهان را از یک اتحاد ناپاک میان دو جناح سرخ و سیاه هشدار داد: اسلامگرایان و مارکسیست-لنینیستها. دو ایدئولوژی تمامیتخواه که برای جان انسانها هیچ ارزشی قائل نیستند، تا زمانی که بتوانند به قدرت برسند و به آن چنگ بیندازند. و همین چیزی است که ما در پنج دههٔ گذشته در ایران شاهد آن بودهایم. این جناحها از همان روز نخست هر کاری توانستند کردند تا فرهنگ، میراث و تاریخ ایران را هدف قرار دهند و نابود کنند.
اما آنان نتوانستند در برابر میهندوستی مردم ایران بایستند؛ ملتی که هزاران سال است استوار مانده است. این ملت فراز و نشیب بسیار دیده، اما در نهایت پابرجا میماند.
هر نوع معامله و توافقی هم که با این رژیم قاتلان انجام دهید، نبرد ما با این تروریستها پایان نخواهد یافت، زیرا آنان به هیچوجه نمایندهٔ ایران یا مردم ایران نیستند. آنان قصابان و قاتلان ایران و مردم ایراناند.
و مبارزهٔ ما ادامه خواهد یافت تا ایران بار دیگر آزاد شود و دودمان پهلوی و اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم به ایران بازگردند، تا ایران به دست مردم ایران آزاد شود و بار دیگر عظمت یابد.
پس در کنار ایران بایستید و در کنار مردم ایران بایستید.
پاینده ایران، جاوید شاه
اینستاگرام: instagram.com
فیسبوک: facebook.com
—————————
از آنا یزدی برای عکسهای زیبایی که برای این مقاله در اختیار ما گذاشتهاند، بسیار سپاسگزاریم.
گزارش تجمع ایرانیان میهندوست در ۲۶ ژوئیه در وین







