
گزارشی از تجمع اعتراضی ایرانیان میهندوست روز۹ یولی در برابر سفارت اشغالی ایران در وین
در روز ۰۹.۰۷.۲۰۲۶ ایرانیان میهن پرست اتریش صدای خود را علیه رژیمی بلند کردند که دهههاست با خشونت، ترور، دروغ و سرکوب بر مردم خود حکومت میکند. این گردهمایی صرفاً یک یادبود خاموش نیست، بلکه یک پیام روشن سیاسی است: زمانِ ترس، سکوت و دیکتاتوری باید به پایان برسد.
ما اینجا ایستادهایم برای میلیونها زن و مرد ایرانی که از حقوق خود محروم شدهاند، تحت تعقیب قرار گرفتهاند، شکنجه شدهاند، زندانی شدهاند یا جان خود را از دست دادهاند. ما برای قربانیان، برای خانوادههایشان و برای همه کسانی ایستادهایم که در ایران و در دیاسپورا همچنان برای آزادی، کرامت و زندگی بدون سرکوب مبارزه میکنند.
این رژیم هرگونه مشروعیت خود را از دست داده است. به مردم ایران خیانت کرده و کشور را ویران کرده است. اما ارادهٔ ما از خشونت آن نیرومندتر است. اتحاد ما از تبلیغات آن نیرومندتر است. و امید ما به ایرانی آزاد از ترس آن نیرومندتر است.
این گردهمایی جلوهای از مقاومت، عزم و مسئولیت ملی است. ما اینجا هستیم تا یادآوری کنیم، اعتراض کنیم و خواستار شویم: آزادی برای ایران، عدالت برای قربانیان و پایان حکومت ستم.
————————-
سیروس رضوی:

در سراسر جهان، چنین ساختمانهایی با پرچم اشتباه وجود دارند. در حالی که فرزندان ما در ایران گرسنگی میکشند، آنها فرزندان خود را به مدارس نخبه و مدارس خصوصی میفرستند و بهترین لباسها را میپوشند. زنانشان اینجا در گرابن و در پارک تورکنشتورتس با کیفهای گوچی و شنل رفتوآمد میکنند. واقعیت همین است. آنها از مردم ما سوءاستفاده میکنند. آنها کشور ما را اشغال کردهاند، همانگونه که پرچم و سفارت ما را اشغال کردهاند.
این ساختمان متعلق به ماست. باید به مردم ایران بازگردانده شود. آنها هر روز پولی را که متعلق به مردم ماست میدزدند و به حسابهای بانکی خودشان میریزند. در ناز و نعمت زندگی میکنند و فرزندانشان را در غرب به بهترین خانهها و مدارس میفرستند، در حالی که فرزندان ما از گرسنگی جان میدهند.
یک بار دیگر میگویم: آن دوران تمام شده است. هر روز. ساعت شما در حال تمام شدن است، عزیزان من. ما ایستادهایم. دنیا باید بداند: مردم ایران و ایرانیانِ دیاسپورا بار دیگر متحدانه پشت پادشاه ما ایستادهاند.
دیروز دیدم که یک خبرنگار با شاه ما مصاحبه میکرد و همان پرسشها مطرح شد: «پدرت یک دیکتاتور بود، پدرت یک قاتل بود، پدرت فلان و بهمان بود.» باز هم همان داستانهای ساختگی را گفتند که پنجاه سال است منتشر میکنند. اما ما حقیقت را میدانیم. ما فریب نمیخوریم.
همهٔ ما افسانهٔ محمدرضا شاه پهلوی هستیم.
دنیا باید بداند: ما متحد ایستادهایم؛ متحد در ایران و در دیاسپورا. و هر روز یک گام دیگر به پیش میرویم تا سرانجام پرچم را پایین بکشیم و پرچم برحق خود را برافرازیم.
ایران کشور ماست و ما کشورمان را پس خواهیم گرفت. زیرا ما، هر بار هم میگویم، مردمی قدرتمند هستیم. و ما سوگندی خوردهایم، سوگندی ابدی. بگذارید صدایمان را بشنوند، بگذارید زمین بلرزد تا بترسند.
درست است. زمین خواهد لرزید و شما، شما همین حالا هم گریه میکنید. اما چند هفته دیگر، چند ماه دیگر، برای خودستاییتان گریه خواهید کرد؛ زمانی که فرا برسد که هر آخوندی باید در برابر مردم ایران پاسخگو باشد.
ما این کشور را پس خواهیم گرفت و میهنمان را بار دیگر با شیرِ روی پرچممان برافراشته و سرافراز خواهیم کرد، دوستان من. به آن باور داشته باشید. یک بار دیگر بلندتر، تا صدای ما را بشنوند. سپاسگزارم.
لینک سخنرانی در فیسبوک: facebook.com
————————-
امین معتمدی:

خیلی خوشحالم که امروز اینجا شما را میبینم. خیلی خوشحالم که هموطن شما هستم، همزبان شما هستم. خیلی خوشحالم که در ایران به دنیا آمدهام و به زبان پارسی سخن میگویم. از اینکه اینجا هستید، از شما سپاسگزارم.
از بنده تقاضا شد شعر بخوانم. برای ایران شعر که هیچی، زندگیم را هم میدهم، جانم را هم میدهم، دلم را هم میدهم. خوشل.
دوستان، فراموش نکنیم در هجدهم و نوزدهم دیماه چه اتفاقی افتاد. فراموش نکنیم که قبلش چه اتفاقاتی افتاد. فراموش نکنیم که در این 47 سال، چقدر مردم ما عذاب کشیدند.
امروز اینجا جمع شدیم تا با همدیگر گوربهگور شدن ضحاک زمانه را جشن بگیریم.
برایتان یک شعر آوردهام که همیشه همین شعر را برایتان میآورم. همیشه همین شعر را خواهم خواند تا روزی که شاهزادهمان به ایران بازگردد.
آن روز را تصور کنید. در تنهاییهایتان تصور کنید آن روز را که شاهزادهٔ ما برمیگردد؛ از فرودگاه مهرآباد به سمت میدان شهیاد میرود و ما با هم جشن خواهیم گرفت.
ما با هم خواهیم رقصید؛ با تمام مادرانی که فرزندانشان را از دست دادند.
با غزل ۲۵۵ حافظ در خدمت شما هستم. همهتان این غزل را میشناسید.
بارها این شعر را خواندید و من هم بارها این شعر را اینجا و جاهای دیگر خواندهام و باز هم خواهم خواند:
یوسف گمگشته باز آید به کنعان، غم مخور
شاه ایران باز میگردد به تهران، غم مخور
راه مهرآباد تا شهیاد پر گردد ز گل
میشود بار دگر تهران گلستان، غم مخور
با ورود پادشاه بر خاک ایران بزرگ
بحر نورانی شود کاخ شمیران، غم مخور
باز هم خورشید مهر میهن و شیر ژیان
روی پرچم میشود پیدا و نمایان، غم مخور
گر درفش کاویانی از نظر پنهان شده است
نمیماند تا ابد از دیده پنهان، غم مخور
دور گردون با مراد ما رود همپا به پا
رو به بهبودی رود هم حال ایران، غم مخور
دست شیخ و اجنبی کوتاه شود از این دیار
کشور ویرانه باز آید به سامان، غم مخور
تا بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
پر کشد بر آسمان هر مرغ خوشخوان، غم مخور
ای دل، ار بیگانگان هستی ایران را برند
ریشه در خاکت سترگ است و فراوان، غم مخور
ما که فرهنگ و تمدن را به شعاع راستیم
جاودان ماند وطن، هر سوی کیهان، غم مخور
گفته و اندیشه و گفتار گر نیکو بود
باز گردد راستی بر حال دوران، غم مخور
حافظا، حافظا، از کنج نومیدی اگر بیرون شوی
میرسد دوران نابودی به پایان، غم مخور
تا ابد و یک روز، پاینده ایران و جاوید شاه.
————————-
آتوسا صباغ:

خجسته، مرگ ضحاک، بر همه شما ایرانیان. امروز در ایران، در خاک میهن ما، پیکر کثیف و پلید ضحاک به خاک سپرده شد؛ که البته بهتر است ما ندانیم کجا به خاک سپرده شد. چون جنازهٔ متوفی خامنهای و همهٔ پلیدان رژیم اسلامی باید ایران را ترک کنند، و بهتر است فعلاً ما ندانیم کجا به خاک سپرده شده است. ما تکتک آنها را به دار آویزان خواهیم کرد. آن داری که خودشان شروع کردند به ساختن، با پایان خودشان هم به پایان خواهد رسید.
به این شکل نبوده که صدها هزار، میلیونها هممیهن ما در چهلوهفت سال کشته بشوند و اینها بخواهند بهسادگی از آن عبور کنند. نه، بهسادگی از خون هممیهنان ما گذر نخواهند کرد. هممیهنانم، فقط در دو روز اول ۱۸ دی ماه بیش از ۸۰ هزار هممیهن ما کشته شدهاند. فراموش نکنید، دهها هزار هممیهنی که فقط در این چند روز دی ماه کشته شدهاند، پدران و مادران جانباخته، عزیزانی که امروز هم جشن گرفتند، با وجودی که عزیزشان را از دست دادند، اما امروز دوباره مرگ ضحاک را جشن گرفتند.
اما مرگ ضحاک پایان رژیم اسلامی نبود. کار ما تازه آغاز شده است. این کار تا پایان رژیم، تا زمانی که رژیم اسلامی به قبرستان تاریخ فرستاده شود، ادامه خواهد داشت. ما انتقام تکتک هممیهنان را خواهیم گرفت. فراموش نکنید، هممیهنانی که در طول چهلوهفت سال، در دی ماه کشته شدند، نباید فراموش شوند. اجازه ندهید.
این روزها پدران و مادران زیادی به ما پیام میدهند و اسم فرزندانشان را میآورند و زخمی دیگر بر تن دارند؛ که فرزندشان نامش گفته نشده و شاید به فراموشی سپرده بشود. امروز بنیاد شهیدی برای این فرزندان ایران نیست. امروز حافظهٔ تاریخ، حافظهٔ ما میهنپرستان ایرانی است، حافظهٔ ایران است که تکتک جانباختگان راه میهن را به خاطر خواهد سپرد.
این خشم مقدس را نگه دارید. زخم را نگذارید به دوش پدران و مادران بماند. این زخم را تا آزادی ایران با هم به جان میکشیم تا پیروزی را جشن بگیریم و تکتک عزیزانمان، تکتک هممیهنانی که جان باختند تا ایران، ایران بماند، در ایرانِ قهرمان از آنها یاد بشود و به خاطر سپرده بشوند.
هممیهنانم، بهزودی این سفارت هم قطعاً در دستان ملت ایران خواهد افتاد و پرچم خرچنگنشان به زیر خواهد رفت. امروز هم با کمال پررویی، با کمال وقاحت، اینجا مراسم مرگ ضحاک را گرفتند که ما اینجا هستیم تا اجازه ندهیم این مراسم برگزار بشود.
شاد باشید و تا آزادی ایران قوی بمانید، و هممیهنانی که در داخل ایران هستند را فراموش نکنید. به آنها امید بدهید، به آنها یاری بدهید، و فراموش نکنید نام جانباختگان ثبت کنید؛ در ذهنتان، در یادتان، و سوگند بخورید تا پایان این رزم، راهشان را ادامه خواهید داد و کنار خانوادهٔ جانباختگان و کنار همهٔ هممیهنان مبارز خواهیم ایستاد.
هممیهنان ما در شرایط بسیار سختی هستند، اما ایستادند. پس فراموش نکنیم و ما هم میایستیم. هیچوقت ناامید نشوید. هیچ توافق، هیچ تفاهمی با جمهوری اسلامی، بدون خواست ملت ایران، بدون خواست ما انجام نخواهد پذیرفت. چهلوهفت سال این بازیها ادامه دارد و ادامه خواهد داشت تا وقتی که ما رژیم اسلامی را به قبرستان تاریخ بفرستیم.
و یادتان نرود، باز هم میگویم، همانطور که شهروز هفته پیش به شما گفت، هیچ قدرتی نمیتواند ارادهٔ ما، ملت ایران را، بشکند. ما بهتنهایی هم خواهیم توانست. این را باید دولتهای غربی بدانند. شاید با خون بیشتر، اما ما از پس این رژیم برمیآییم. ما پستیوبلندیهای زیادی را کشیدیم. میهن ما پستیوبلندیهای زیادی را کشیده است. میهن ما بارها اشغال شده، اما دوباره به دست فرزندانش سپرده شده. این بار هم ما ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت، با شکوهتر از قبل.
پاینده ایران. جاوید پادشاهان ایرانساز و ایراندوست پهلوی.
————————-
اردشیر:

پاینده ایران.
شش ماه است که میلیونها ایرانی شجاع، میلیونها ایرانی آزادیخواه، به فراخوان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم پاسخ داده و به خیابانها آمدهاند تا به جهان نشان دهند واقعاً چه میخواهند و رهبر و نماینده حقیقیشان چه کسی است.
در پاسخ، رژیم اسلامونازی در ایران تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر از آنان را با خونسردی به قتل رساند، صدها هزار نفرشان را مجروح کرد و صدها هزار نفر دیگر را بازداشت کرد که با سرنوشتهای هولناک روبهرو هستند. این یک رژیم تروریستی است که نمایندگان و جاسوسانش همینجا، در این ساختمان در وین، حضور دارند — ساختمانی که همان سفارت رژیم تروریستیِ جمهوری اسلامی است و هیچ شباهتی به مردم ایران ندارد و نماینده آنان نیست، بلکه نماینده قاتلان و سلاخانی است که طی ۴۷ سال گذشته در ایران جنایت علیه بشریت و فجایع وصفناپذیر مرتکب شدهاند.
در این روزها، این دلقکها بقایای تروریست اعظم، موش مفلوک علی خامنهای را میگردانند و میکوشند پس از ماهها جسدش را به خاک بسپارند. امروز بیش از هر زمان روشن است که رژیم قاتل جمهوری اسلامی دیگر ذرهای مشروعیت در ایران ندارد. تنها دلیل بقای آن خشونت عریان و تروریسم آن است. این رژیم آفتی است نه فقط در ایران، بلکه در سراسر منطقه — نیرویی برهمزننده و عامل هرجومرج در ایران و منطقه و تهدیدی برای ثبات و تجارت جهانی، و تا آخرین روز موجودیتش همین خواهد بود.
هیچ معاملهای، هیچ تفاهمنامه احمقانهای تفاهمنامه ای این فرقه آخرالزمانیِ آدمکشان خونخوار را تغییر نخواهد داد.
تنها راهِ آوردنِ صلح و شکوفایی به ایران، منطقه و جهان نابودی کاملِ رژیم قاتلِ جمهوری اسلامی است.
دیر یا زود، این رژیمِ خونریز به دست مردم شجاع ایران سرنگون خواهد شد. کمک بینالمللی میتواند عامل تعیینکنندهای باشد در اینکه این امر چه زمانی رخ دهد و در این میان این آدمکشان خونخوار چند جانِ دیگر خواهند گرفت.
به یاد داشته باشید، جهان به خاطر افرادی که مرتکب شرارت میشوند، جای خطرناکی نیست، بلکه به خاطر افرادی است که نظارهگرند و هیچ کاری نمیکنند. بنابراین، در کنار مردم ایران در تلاششان برای آزادی ایستادم، در تلاششان برای آزادسازی ایران از هیولاهایی که پنج دهه گذشته ایران را به ستوه آوردهاند. مبارزه ما تا زمانی که انتقام همه این خونهای ریخته شده را نگیریم، تا زمانی که ایران خود را دوباره آزاد نکنیم، و تا زمانی که نماینده واقعی خود، اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم، را به ایران باز نگردانیم، پایان نخواهد یافت.
در کنار ایران و در کنار مردم ایران بایستید.
پاینده ایران. پاینده ایران. پاینده ایران. جاوید شاه. جاوید شاه. جاوید شاه. سپاسگزارم.
لینک سخنرانی در فیسبوک: facebook.com
————————-
شهروز دلجو:

چهلوهفت سال بیش از بیست میلیون ایرانی را آوارهٔ سرتاسر دنیا کردید. بیش از یک میلیون انسان را کشتید یا در جنگ با پسرمایههای تازهتان، آن عراقیهای پسفطرتتر از خودتان، به کشتن دادید. ولی ما هنوز زنده هستیم.
ببخشید، من آدم بیادبی نیستم، ولی باید بشنوند. ما هنوز زنده هستیم. ملتی که کوروش دارد، ملتی که داریوش دارد، ملتی که اردشیر بابکان دارد، ملتی که جانِ جانان، نادرشاه، دارد، شاهنشاه آریامهر دارد، با اشغال چهلوهفتسالهٔ شما از بین نمیرود.
برگردید به صحرای حجاز، سرزمین اجدادتان، و ایران را به فرزندان کوروش بسپارید. دیر یا زود. اجداد تازهتان، بیسواد و پابرهنه آمدند و پس از دویست سال، باادب و بافرهنگ و باتربیت، خواندن و نوشتن هم یاد گرفتند و از ایران رفتند. مغولها هم همینطور. شما چه کسی باشید که از ایران نروید؟
از ایران بیرونتان میکنیم. خودتان و رهبرتان باید در صحرای حجاز چاه بشوید. ایران جای شما نیست.
همه با هم، با فرزندان زیبای کوروش، به ایرانشهر و آتش بر جاودانهٔ خرد و اندیشه، نام ایرانی برمیگردیم.
در انتهای برنامه هستیم. در انتهای برنامه مثل چند سال اخیر سرود زیبای کشورمان سرود شاهنشاهی، سرود ملی ما این سرود است. سرود ملی کشورمان سرودی است که الان با هم گوش میکنیم، همخوانی میکنیم و احترام به این سرودمان را نگه میداریم
پاینده ایران. جاوید شاه. جاوید شاه. جاوید شاه. جاوید شاه. جاوید شاه. جاوید شاه. مرگ بر دیکتاتور.
لینک فیسبوک: facebook.com
————————-
آ. توسطی:

درود به شرفتان.
امروز تاریخ ایران شاهد یکی از کثیفترین روزهای خود است. خاک ایران امروز تجربه میکند که یکی از چهرههای پلید تاریخ را در خود بگنجاند. مطمئن باشید این خاک، همانگونه که بیش از سه ماه این را نپذیرفت، بهزودی متعلق به همان جایی خواهد شد که از آن برش میگردانیم؛ همان جایی که چهلوهفت سال مردم ایران را با مسائل مذهبی مانند محرم و عاشورا گول زدند.
ما این را به عراق برمیگردانیم. به همان دجله و فراتی که امروز فاضلاب بغداد در آن ریخته میشود. و پیکر میهندوستترین شاه کشور را، شاهنشاه آریامهر را که امانت در قاهره سپرده شده، با تشریفات، با حضور تکتک شما در میدان شهیاد، مجدداً به ایران بازمیگردانیم.
آفرین.
حضور پررنگ امروز شما به فراخوان شاهنشاه ایران، ولیعهد ایران، شاهزاده رضا پهلوی باعث شد مراسم تدوین این حرام زاده حرام لقمه عرب پرست امروز از سفارت جمهوری اسلامی با اس ام اس به طرف کنسولگری منطقه ۱۳ انتقال پیدا کند. این وحشتی است که اینها از شما دارند. نه خودشان، بلکه وحشتی که در مقابل میهمانهایشان نسبت به شما دارند. و تداوم شما در این فراخوانها میتواند صدای پررنگ این ملت شریف باشد.
فراموش نکنید چهار ماه پیش، در اوایل زمستان، ما ۴۰ هزار زیرساخت و جوان این مملکت را از دست دادیم. روی سخنم به کارمندای سفارته که صد در صد شون امروز هستند. ما نهتنها نمیبخشیم، نه فراموش میکنیم، بلکه انتقام سختی در دادگاههای انقلاب شاهنشاهی از شما خواهیم گرفت. روی سخنم به کارمندای محلی است. در واپسین روزهای سقوط حکومت نکبت جمهوری اسلامی، به آغوش میهن و به آغوش این ملت برگردید.
از برکت وجود این حکومت نکبت در تمام سرزمین، در تمام کشورهای دنیا، ایرانی مهاجر هست که تن به غربت داده، تن به مهاجرت داده و تکتک شما شناسایی شدید. پیروزی نزدیک است. من به شما قول میدهم هیچ تفاهمنامهای، هیچ صلحنامهای، هیچ چیزی نمیتواند جلوی این قیام ملت ایران را بگیرد. و پیروزی نزدیک است.
به امید پیروزی. باز هم بهعنوان یکی از برنامهگذاران از تکتک شما سپاسگزاریم که میدانم امروز کار کردید، روز کاری بوده و آمدید و این نشانه شرف و غیرت شماست و سفاکان جمهوری اسلامی.
پاینده ایران. پاینده ایران. جاوید و زنده باد خاندان ایرانساز پهلوی. جاوید شاه. جاوید شاه.
فراموش نکنید تکتک شما یک نادرشاه هستید. چگونه توانست این آخوندهای آن زمان را بیرون کند و کشور را دوباره به حالت خودش برگرداند؟ و امروز در رگهای شاهنشاه ایران خون نه تنها کوروش و داریوش، بلکه خون نادرشاه افشار هم هست.
به امید اینکه ایران دوباره به اوج خودش برگردد. از تک تک شما باز هم سپاسگزارم که امروز به فراخوان رهبر ملی ایران، رهبر شیر و خورشید ملی ایران، شاهزاده رضا پهلوی، حضور رساندید.
جاوید شاه. جاوید شاه. پاینده ایران.
————————-
گزارشی از تجمع اعتراضی ایرانیان میهندوست روز۹ یولی در برابر سفارت اشغالی ایران در وین





