
گزارشی از گردهمایی ایرانیان میهنپرست در وین، اتریش۱۶ آگوست ۲۰۲۶
پیشگفتار
«مرا مرگی نترساند، تو گر با من بپاخیزی.»
روز یکشنبه، ۱۶ اوت ۲۰۲۶، در میدان آلبرتینا در وین گرد هم آمدیم تا سالروز خیزش ۲۸ امرداد را گرامی بداریم. این گردهمایی یادآور پایداری، ارادهٔ ملی و مسئولیت تاریخی ما در قبال آیندهٔ ایران بود.
این گردهمایی فرصتی برای ایرانیان میهنپرست فراهم کرد تا همبستگی خود را نشان دهند و بر سر هدفی مشترک پای بفشارند:
«بازپسگیری میهن و بازگشت به شکوه پادشاهی.»
ویدیو: instagram.com
——————-
آ. توسطی:

امروز به یاد تمامی جانباختگان راه آزادی،
همان قهرمانانی که جان دادند تا وطن زنده بماند، یک دقیقه سکوت میکنیم.
سکوتی نه از جنس تسلیم، بلکه به احترام خونهای پاکی که بر زمین ریخت.ما همصدا و پشتیبان تمام معترضانی هستیم که امروز بیگناه در خطر اعدام قرار دارند.
صدای آنها باشیم تا طنابهای دار را در هم بشکنیم.
این دایرهی سرکوب به پایان خواهد رسید.
سکوت امروز ما،
سکوت قبل از طوفان است؛
طوفانی که عدالت و آزادی را به ایران
بازخواهد گرداند.
پاینده ایران، جاوید شاه
ویدیو: instagram.com و instagram.com
——————-
شهروز دلجو:

در شادی و سرور شکست یکی از تلخترین و ناگوارترین خیانتهای تاریخ پرفراز و نشیب ایران و در جشن پیروزی و گذر از این دامگه شوم ایرانستیزان امروز اینجا باشنده هستیم تا نه برای ماندن در گذشته و نه نقد و سرزنش این اشتباه تاریخی، بلکه برای آموختن از آن؛ که تجربیات گذشته میتواند خود چراغی باشد در آیندهای که خود هر از گاهی در پیروزی و کامیابی و هم در تاریکی و شکست جریان مییابد.
۲۸ امرداد، سالگرد پیروزی ملت و سرشکستگی و نمایان شدن هویت و سرشت جریانهای چپ با شکستن حاکمیت قانون و پیشبرد آرمانهای سازمانهای جاسوسی بیگانگان، جایی که بذر خیانت پاشیدهشده در انقلاب مشروطه توسط محمد مصدق، این اشموغ تاریخ و این نماد پتیارگی و بیشرافتی آبیاری گشت که اگر هوشیاری ملت و پادشاه نبود، امروز نه در چهل و هفتمین سال جمهوری اسلامی که وانگهی در هفتاد و سومین سال این اهریمن ایرانخوار روزگار میگذراندیم.
هرچند که بذر آبیاری شده در مزرعه فرزندان مصدق، یعنی بیشرمانی چون چپهای بیوطن، تودههای همیشه خائن، مجاهدین خونخوار و چریکهای فدایی تروریست به نهالی تبدیل شد که در بهمن 57 ثمر داد و مشتی آخوند واپسگرا را بر سرزمین شاهان و پهلوانان ایران و سرزمین هورمزد و امشاسپندان چیره ساخت.
و لعنت ابدی بر روح پلید مصدقالسلطنه قجر که نه تنها مهری به ایران و ایرانی نداشت، بلکه در اوج نیاز ایران به دست یابی به بازارهای جهانی و نیاز غرب به ثروت ملی ایران یعنی نفت، آن را متعلق به جهان اسلام میدانست و نه ملت ایران. او که از هیچ کوششی برای انزوای ایران و جلوگیری از فروش این سرمایه ملی دریغ نکرد، با کمک ژست های روشنفکری چپهای بیسواد و بیوطن به قهرمان ملی تبدیل شد.
گستاخی او در تلاش برای براندازی پادشاهی پهلوی و نواله کردن ایران برای چیرگی اربابان غربی به ثروت بیپایان سرزمین ما، نامش خیانت است، نه کودتا. که به چم کودتا در سلسله مراتب از پایین به بالا رخ میدهد و نه از بالا دست به پایین. سپس از یاد نبریم و این روز را نه به نام کودتا که با گذاره خیانت 28 امرداد بر زبان برانیم. در نقد او همان که جمهوری انیرانی اسلامی در ستایشش، روزی را به نام آن ملعون تاریخ نامگذاری کرده و خود را وامدار و فرزند خلف او میداند و بس، که بدانیم با چه جرثومه تباهی و اهریمن ایران ستیزی روبهرو هستیم.
امروز باید نیک بدانیم و کارنامه این مدعیان دودوزهباز و صدآستری را از یاد نبریم که سالهاست ایران را با بازی با کلمات خوش مطرابی چون دموکراسی، آزادی و برابری به تباهی و نابودی کشیدهاند.
تاریخ ایران همانگونه که خائنین بزرگی چون مصدقها و فردوسها و بختیارها داشته، بزرگمردان و شیرزنانی همچون شما فرزندان ایران را دارد که در یکی از تلخترین و شومترین دورههای تاریخی، مهر به میهن را فراموش نکردهاید و همواره برای رهایی میهن ایستادهاید. در سرما و در گرما، هزاران فرسنگ دور از خاک میهن، از تمام این گجستگان ضد ایرانی گذر کردهاید و امروز اینجا دادخواه فرزند پاک ایران، شاهنشاه آریامهر هستید.
که خود جای تأمل و اندیشه است که چگونه 37 سال با تمام خیانتهای این انیرانیان ایستادگی کرد و در برابر جهان بیشرافت که همچنان با پشت کردن به ملت ایران در کنار اشغالگران میهن ایستادهاند، تاب آورد. فروهرت شاد ای شاهنشاه بزرگ ایران که مهری جز مهر ایران و عشقی جز سرفرازی ایرانیان نداشتی.
اندر خباثت و اندر فضائل آن مرد که ایران بر باده، تومارها میتوان نوشت که مجال پرداختن به آن در این نوشتار نیست. سالگرد پیروزی راستی و درستی بر خیانت مصدق و تمام غشگردگان در آغوش آن خائن غشیب گرامی باد.
پاینده ایران جاویدشاه.
صدای محمد رضا شاه پهلوی، شاهنشاه آریامهر پخش شد:
تحریکات ادامه داشت تا اینکه پادشاه شما برای اینکه پردهها به عقب برود و قیافه حقیقی هر کس روشن بشود، بهتر دانست که در غیاب خود او، ملت ایران قضاوت خودش را بکند و شما مردم در ۲۸ مرداد قضاوت خود را به آن طریق نشان دادید و میخواهم بگویم که نه فقط خواستار مراجعت پادشاه قانونی موروثی خود بودید، بلکه یک رسالت تاریخی اضافه بر آن به من دادید که منجر به انقلاب ششم بهمن شد.
ویدیو: facebook.com
——————-
اردشیر:

حدود ۷۳ سال پیش، این روزها یادآور یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران بود: آنچه «کودتای ۱۳۳۲» نامیده میشود؛ نمونهای برجسته و شاهکاری از تبلیغات چپگرایانه که تا امروز نیز ادامه دارد.
بر پایه روایت آنان، مصدق که نخستوزیری منتخب بود، در جریان کودتایی از مقام خود برکنار شد تا شاه به جای او بر سر کار بیاید. کاری که چپها و مارکسیستها بهخوبی انجام میدهند، تهی کردن واژهها از معنای واقعیشان است؛ همانگونه که در رمان ۱۹۸۴ و «وزارت صلح» آن دیده میشود.
نخست اینکه کودتا از یک جایگاه بالاتر علیه جایگاهی پایینتر انجام نمیشود؛ بلکه برعکس است. یک پادشاه یا شاه نمیتواند علیه نخستوزیر کودتا ترتیب دهد.
آنچه هرگز به شما نمیگویند این است که مصدق سه روز پیش از آنچه کودتا خوانده میشود، مجلس ایران، یعنی مجلس شورای ملی، را منحل کرد. این اقدام در آن زمان کاملاً برخلاف قانون اساسی ایران بود و اختیار کامل اجرایی را به شاه داد؛ اختیاری که شاه از آن برای درخواست کنارهگیری مصدق استفاده کرد.
پاسخ مصدق، بازداشتِ ژنرال ارتشیای بود که فرمان شاه را به او ابلاغ کرده بود. او از کنارهگیری از قدرت سر باز زد و تلاش کرد کنترل مطلق سیاسی ایران را به دست گیرد. آنچه سه روز بعد رخ داد، کودتایی علیه مصدق نبود؛ بلکه برخاستن مردم میهنپرست ایران بود که به خیابانها آمدند تا کشورشان را بازپس گیرند و شاه خود را به ایران بازگردانند.
از آن زمان تاکنون، گروههای چپگرا و مارکسیست، در کنار رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، از این روایت نادرست برای مخدوش کردن چهره شاه و نظام پادشاهی ایران استفاده کردهاند.
اما امروز دیگر سال ۱۹۵۳ نیست؛ دیگر سال ۱۹۷۹ هم نیست. امروز، بهویژه نسلهای جوانتر ایران، میدانند که در آن زمان واقعاً چه اتفاقی افتاد. آنان میدانند چه چیزی از آن روز آغاز شد و بعدها به انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ انجامید؛ همه با یک هدف: زمین زدن ایران، متوقف کردن پیشرفت آن و جلوگیری از رسیدن ایران به جایگاه شایستهاش در جهان.
اما امروز دیگر در خواب نیستیم. اکثریت مردم ایران بیدار شدهاند و تا زمانی که ایران بار دیگر آزاد نشود و به جایگاه شایسته خود در جهان بازنگردد، از مبارزه دست نخواهند کشید.
پس از جنایتهای علیه بشری که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پنج دهه گذشته مرتکب شده است، بازگشتی به وضعیت عادی زیر حاکمیت این رژیم ممکن نیست. در جریان کشتار ماه ژانویه، تا ۱۰۰ هزار نفر کشته شدند. صدها هزار نفر همچنان در زندانهای رژیم هستند و بسیاری از آنان هر روز اعدام میشوند.
هر روزی که این رژیم جنایتکار همچنان بر سر کار باشد، جانهای بیشتری از دست خواهد رفت و خانوادههای بیشتری از هم خواهد پاشید. زیستبوم ایران در خطری جدی قرار دارد. نفت به سواحل جزایر ایرانی در خلیج فارس میرسد. هرچه این رژیم بیشتر در قدرت بماند، آسیب بیشتری به ایران وارد خواهد کرد؛ و بهزودی شاید دیگر ایرانی نداشته باشیم که بتوانیم به آن بازگردیم.
دقیقاً به همین دلیل است که مردم ایران از مبارزه دست نخواهند کشید. ما، ایرانیان خارج از کشور، نیز از مبارزه دست نخواهیم کشید. ما همچنان صدای آنان در سراسر جهان خواهیم بود.
مبارزه ما تا روزی ادامه خواهد داشت که این رژیم جنایتکار سرنگون شود، ایران بار دیگر آزاد گردد و شاه ما، اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم، به ایران بازگردد.
در کنار ایران بایستید. در کنار مردم ایران بایستید. سپاسگزارم.
پاینده ایران، جاوید شاه
——————-
گزارشی از گردهمایی ایرانیان میهنپرست در وین، اتریش۱۶ آگوست ۲۰۲۶




