
گزارش: تظاهرات میهنپرستان ایرانی در اتریش روز یکشنبه ۳ می ۲۰۲۶
پیشگفتار
در تاریخ ۳ مه ۲۰۲۶، شماری از ایرانیان در اتریش گرد هم آمدند تا در اعتراض به وضعیت سیاسی کنونی ایران و همچنین حمایت برخی کشورهای اروپایی از رژیم ملاها تظاهرات کنند. این گردهمایی بهطور روشن علیه سرکوب، نقض حقوق بشر و نبود آزادیهای اساسی در ایران برگزار شد.
چندین سخنران درباره شرایط دشوار مردم ایران سخن گفتند و به سرکوب، تعقیب و خشونت نظاممند از سوی رژیم اشاره کردند. یکی از محورهای اصلی سخنرانیها، نقش اپوزیسیون ایران در خارج از کشور بود. در این چارچوب، از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان نماد یک ایران دموکراتیک و سکولار نام برده شد.
شرکتکنندگان در این تظاهرات از اتریش و کشورهای اروپایی با قاطعیت خواستند که از مردم ایران بهطور فعال حمایت کنند، فاصلهگیری روشنی از رژیم ملاها داشته باشند و شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان نماینده مشروع اپوزیسیون ایران از نظر سیاسی به رسمیت شناخته و مورد حمایت قرار دهند. این تظاهرات بهعنوان فراخوانی مسالمتآمیز به اروپا برگزار شد تا در کنار مردم ایران و در حمایت از خواست آنان برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بایستد.
……………………………………..
اردشیر:

بر فراز ایران سایهای سنگین گسترده است — و همینطور بر غرب نیز. این سایه نامی دارد: جمهوری اسلامی. این رژیم دیگر هیچ مشروعیتی ندارد. در عرض چند روز بیش از ۴۰٬۰۰۰ ایرانی بیگناه و شجاع کشته شدند.
این مردم خواستار برابری زنان، جدایی دین از سیاست، آزادی بیان و برخورد برابر با اقلیتها هستند. جامعه بینالمللی فراخوانده شده است که در کنار مردم ایران و ولیعهد رضا پهلوی بایستد.
جاوید شاه — پهلوی
جمهوری اسلامی کشتیای در حال غرق است که آیندهای ندارد. در نومیدی خود سعی میکند هرچه بیشتر مردم را با خود به پرتگاه ببرد: در داخل ایران با اعمال خشونت وحشیانه علیه مردم خود و در خارج با ایجاد تفرقه. ما اجازهٔ هتک حیثیت را نمیدهیم. ما متحد میایستیم.
در هفتههای اخیر در دیاسپورا چیزهای بسیاری مشاهده کردهام: افرادی هستند که منافع مردم ایران را به عقب میاندازند — برای آنها قدرت مهمتر از آزادی است. برخی تحت نفوذ جمهوری اسلامی یا گروههای دیگر هستند. این برای من اهمیتی ندارد. اولویت با مردم ایران است. آزادی کشور ما قابل بحث نیست. جایی برای تفرقه، خودمحوری یا بازیهای قدرتی وجود ندارد. اکنون مسئلهای بزرگتر در میان است: آزادی کشورمان و شنیده شدن صدای مردم ایران.
از من پرسیدند: «تو از کدام گروهی هستی؟» پاسخ دادم: «من به هیچ گروهی تعلق ندارم. تیم من مردم ایراناند. آنها خانوادهٔ من هستند.» گروههای گوناگون اینجا کنار هم ایستادهاند؛ موضوع این نیست که هر کس از کدام گروه است. اگر عدهای همچنان میخواهند تجمعهای جداگانه برگزار کنند، ما قبلاً تجربهٔ آن را داشتهایم. حالا باید خودمحوری را کنار بگذاریم. اگر این ممکن نباشد، نشاندهندهٔ دخالت رژیم یا بازیگران خارجی است. اما ما تمرکز خود را بر مسائل اصلی میگذاریم.
از کسانی که شجاعانه از خواستههای ما حمایت میکنند تشکر میکنم.
یک پرسش از اروپا دارم: آیا حقوق بشر جهانیاند — آیا شامل مردم ایران نیز میشوند؟
همبستگی شما کجاست؟
آیا نفت یا گاز ایران ارزش بیشتری از جان و کرامت مردم دارد؟
مردم ایران باارزشترین سرمایهٔ کشور ما هستند. ایران آزاد با اسرائیل، آمریکا و اروپا به دنبال صلح خواهد بود؛ همچنین در حل بحران انرژی کمک خواهد کرد. اما اروپا نباید همان اشتباه برخورد با روسیه را تکرار کند: منافع اقتصادی کوتاهمدت نباید امنیت و اخلاق بلندمدت را تحتالشعاع قرار دهد.
جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد. ایران آزاد خواهد شد. رضا پهلوی باید یک دوران گذار را رهبری کند؛ تنها مردم ایران دربارهٔ شکل آیندهٔ حکومت — پادشاهی پارلمانی یا جمهوری — تصمیم خواهند گرفت. این تصمیم متعلق تنها به مردم ایران است.
هرکس شعارهای اعتراضها را سانسور یا کمرنگ کند، عملاً در طرف رژیم ایستاده است. مردم در ایران فریاد میزنند «جاوید شاه» — «زندهباد شاه». این حق آنان و بیانِ خواست برای تغییر است.
آنچه برای زنانی که در اعتراضها شرکت کردند در ایران رخ میدهد، هولناک است: خشونت جنسی، سوءاستفاده و قتل. کجایند صداهای فمنیستی وقتی باید از این افراد دفاع شود؟ زمان آن رسیده که موضعگیری روشنی داشته باشیم: نه به تفرقه، نه به سیاستِ مرهمگذاری بر زخمها در برابر رژیم.
امیدتان را از دست ندهید. پس از سپیدهدم، نور میآید — و پس از نور، آزادی ایران.
در تاریخ ۳ مه ۲۰۲۶، شماری از ایرانیان در اتریش گرد هم آمدند تا در اعتراض به وضعیت سیاسی کنونی ایران و همچنین حمایت برخی کشورهای اروپایی از رژیم ملاها تظاهرات کنند. این گردهمایی بهطور روشن علیه سرکوب، نقض حقوق بشر و نبود آزادیهای اساسی در ایران برگزار شد.
ویدیو رادر اینستاگرام ببینید: instagram.com
……………………………………..
عسل:

پاینده ایران. این بار پیام ما به اروپا به زبانی دیگر است — زبان منافع. اروپا و جهان میبینند که اقتصادشان تحت فشار است، و این قابل درک است. تنگه هرمز، مسیر بینالمللی حیاتی، توسط رژیم تروریستی و بیرحم جمهوری اسلامی مسدود شده است. نکته قابل توجه این است که بسیاری از کشورهای اروپایی که اکنون زیر فشار اقتصادی هستند، هنوز از جمهوری اسلامی حمایت میکنند. آیا این تناقض نیست؟
ما بارها خواستیم از مردمی حمایت شود که در خیابانهای ایران بهقتل رسیدند و خونشان ریخته شد، اما آنها ما را درنیافتند. آنها ما را نادیده گرفتند. و حتی اکنون هم نمیبینند که با حمایتی که میکنند دقیقاً از منشأ این فشار اقتصادی طرفداری میکنند. جمهوری اسلامی بر این کشورها فشار میآورد. برای نمونه، در آلمان دیدیم که به سیاستمداران آلمانی اجازه داده نشد با رهبر ایرانیان، اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم، دیدار کنند.
اروپا باید متوجه شود — نه فقط به خاطر ایران و مردم آن، بلکه حداقل به خاطر منافع و اهداف خود و بهویژه آیندهاش. میخواهد در کدام سمت بایستد؟ تکیه بر رژیمی که حتی نسبت به متحدان سابقش رحم نکرده است، انتخابی خطرناک است. این رژیم پادشاهان، شاهزادگان و کاخهای کشورهای عربی را که زمانی دوستان و متحدانش بودند تهدید کرده و هر زمان توانسته، به آنها حمله کرده است. شاید این نمونهای روشن باشد: حتی کسانی که از جمهوری اسلامی حمایت میکنند، از خطر آن در امان نیستند.
علایق ما ممکن است متفاوت باشد، اما مسیر حفاظت از آنها یکسان است. سقوط جمهوری اسلامی امنیت اقتصادی برای اروپا به ارمغان خواهد آورد، منافعشان را تضمین میکند، تروریسم جهانی پایان مییابد و آزادی برای ایران و ایرانیان فراهم میشود. بنابراین کشورهای اروپایی نیز اگر میخواهند به اهداف خود برسند و منافعشان را حفظ کنند، باید در کنار مردم ایران بایستند. و باید بدانند که مردم ایران با یا بدون حمایت اروپا، آیندهشان را خود رقم خواهند زد.
ما کشورمان را بازپس خواهیم گرفت تحت رهبری اعلیحضرت، شاه رضا پهلوی دوم، شاه ایران. حمایت قدرتمندترین کشورها — ایالات متحده آمریکا و اسرائیل — در کنار ایران و ایرانیان قرار دارد و در مسیر درست تاریخ ایستادهاند. ما ایرانیان از ایالات متحده، رئیسجمهور ترامپ، و نخستوزیر نتانیاهو سپاسگزاریم. از شما سپاسگزاریم.
و در پایان: چرا ما ایرانیان از اروپاییان که خود را مدافع حقوق بشر میدانند، درخواست حمایت میکنیم؟ آیا حقوق بشر شامل همه کشورها میشود — بهجز ایران و ایرانیان؟ اصول سازمان ملل و حقوق بشر ریشههایی دارند که به کوروش بزرگ، شاه ایران، بازمیگردد. بنابراین فکر میکنم در این برهه تاریخی، مردم ایران بیش از هر گروه دیگری شایسته اصل «مسئولیت حفاظت» (Responsibility to Protect) هستند.
آمریکا و اسرائیل از ایرانیان حمایت میکنند. اروپا بخواهد یا نخواهد، خواهد دید که ما کشورمان را بازپس خواهیم گرفت.
ویدیو رادر اینستاگرام ببینید: instagram.com
……………………………………..
توسطی:

۵۷ تمام است. درود بر شرف تان
اجازه میخواهم روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ شاهنشاهی، روز جهانی کارگر را به کارگرانی که در زندان هستند و به آنانی که جان باختهاند تبریک بگویم. کارگران عزیز ایران همیشه مورد ظلم قرار گرفتهاند و همواره هدف حملات رژیم نکبتبار جمهوری اسلامی بودهاند. امروز بار دیگر شاهد اعدام بودیم. هر روز این دستگاه اعدام با شتاب بیشتری کار میکند؛ دلیلش فروریختن بخشهایی از ساختار نظامی و امنیتی حکومت است. اگر این فروپاشی رخ نمیداد، میدانهای تهران مرکز رعب و سرکوب نمیشدند. اما خشم این مردم همچون جرقهای زیر خاکستر است که به زودی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی به قیامی ملی و آخرین نبرد خواهد انجامید.
خبر خوبی برای میهندوستان شهر وین: هفتهٔ آینده تظاهرات سراسری برگزار میشود. از میدان Heldenplatz گروه «سپهر» بهعنوان سازماندهنده فراخوان داده و گروههای دیگری نیز با آنها همکاری میکنند؛ مسیر تا سفارت اشغالشدهٔ دولت جمهوری اسلامی خواهد بود.
من هرگز دوست ندارم از عنوان «جمهوری اسلامی» برای توصیف این سرزمین استفاده کنم؛ آنجا وطن ماست که اشغال شده و سالهاست برای آزادیش مبارزه میکنیم. بهزودی پرچم شیر و خورشید بار دیگر بر فراز آنجا برپا خواهد شد و یک همهپرسی ملی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی در تهران برگزار خواهد شد تا به اصل خود بازگردیم. همانطور که همیشه میگویم: انسان ممکن است از مرکب سقوط کند، اما از اصل خود سقوط نمیکند — ایرانیان با شرف مثل شما هرگز از اصل خود جدا نشدهاند.
آهنگی که پخش شد به نام «آرش» است؛ یکی از صدها هزار آسیبدیدهٔ چشمی. فراموش نکنید دوستانی که گمان میکنند مذاکراتی در جریان است: این مذاکرات برای ما نه معیشت میآورد و نه مشروعیت میآورد. مذاکرات با ملت ایران نیست؛ با رژیم نکبت اسلامی است — و تاکنون هم به نفع ما نبوده و نخواهد بود. ما نه به مذاکره تن میدهیم، نه به تسلیم، و نه قرار است سازش جزئیات سرنوشت ما را رقم بزند. ما مبارزه میکنیم و من به شما قول میدهم که ایران آزاد خواهد شد.
وظیفهٔ خطیر دیاسپورا این است که بدون توجه به شایعات و حواشی در سراسر اروپا و جهان، میدانها را خالی نکند. هر جا هستید برای ملت ایران و برای آزادی ایران وقت بگذارید — هفتهای دو تا سه ساعت کافی است؛ اما میادین را خالی نکنید. مطمئن باشید پیروزی از آن ماست. رژیم جمهوری اسلامی در حال احتضار است؛ غرب تلاش میکند آن را احیا کند، اما ما میایستیم.
به پارلمانهای اروپا بنویسید و نگذارید این روزهای سخت که در آنها ملت ایران تنها مانده را فراموش کنند. اگر همه با هم باشیم، نیازی به هیچ نیروی خارجی نداریم. ما مردمی شرافتمندیم که در ۴۸ ساعت بیش از ۴۰ هزار شهید داده و باز هم میدانها را ترک نکردهاند. تجمعهایی که در ایران برگزار میشود، حتی اگر بهزعم برخی تنها ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر باشد، محصول فقر و معیشت است؛ اما ما با شرف و بدون کمک مالیِ خارجی این تظاهرات را برگزار میکنیم. در اروپا هیچ چیز مجانی نیست؛ لطفاً تا حد توان خود کمک مالی کنید. گروههایی که کار میکنند بودجهٔ دولتی ندارند و وابسته نیستند. من بهعنوان عضو شورای مرکزی جبههٔ هفتآبان هیچ پولی برای این تظاهراتها دریافت نمیکنم، و نه گروه سپهر و نه دیگر گروهها. این حرکت فقط با تلاش و کمک خود شما اجرایی میشود و هزینههای سنگینی، بهویژه برای هماهنگی و امکانات، دارد. لطفاً کمک کنید؛ میتوانید از حضار اینجا سوال کنید و کمکرسانی کنید.
یادمان باشد: افزایش بیست سنتی بنزین در مقایسه با چهل و هفت سال فقر و سختی که ملت ایران تحمل کرده چیزی نیست. بسیاری از مزایای اجتماعی که امروز از آنها بهرهمند هستیم، از جمله نظام بازنشستگی و شرکتهایی مانند ایرانایر، میراث دولت ملیساز پهلوی بود. اگر این انقلاب نکبتبار رخ نداده بود، کشور از بسیاری از کشورهای متمدن جلوتر بود.
ما تا روز آخر در خیابانها میمانیم و این نبرد نهایی را بهعنوان دیاسپورا ادامه میدهیم. فراموش نکنید: این نبرد آخرین نبرد است. پهلوی بازمیگردد. پاینده ایران.
دیدار هفتهٔ آینده: میدان
ویدیو رادر اینستاگرام ببینید: instagram.com
……………………………………..
سیروس رضوی:

مردم عزیز وین،
ما هر یکشنبه اینجا جمع میشویم تا به کسانی که در ایران بیش از دو ماه است به سکوت محکوم شدهاند، صدایی بدهیم. ایران بهمدت ۴۷ سال زیر سایهٔ سرکوب زندگی کرده است. ۴۷ سال است که زنان بهصورت سیستماتیک مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، مردم دنبال، زندانی و اعدام میشوند. حتی اکنون، در زمانهای که ظاهراً آتشبس برقرار است، جمهوری اسلامی همچنان به اعدام افراد میپردازد — نه فقط چند نفر، بلکه دهها نفر. آنها دست از این کار برنمیدارند. ما چهرهها و نامهایشان را میشناسیم. ما نخواهیم بخشید و فراموش نخواهیم کرد. هنگامی که به ایران بازگردیم، از آنها حساب خواهیم کشید.
اغلب احساس میکنیم اینجا فقط با هم حرف میزنیم. بنابراین امروز مستقیماً به وینیها، به شهروندان اتریش و به مردم اتحادیهٔ اروپا میگویم: وقت آن است که در کنار ما بایستید و واقعاً به ما گوش دهید — به آنچه میگوییم و به آنچه نمایندگی میکنیم، و چشمها را نبندید.
دو هفته پیش در ایستگاه مترو تابلویی دیدم: از اول ژانویه تاکنون ۵۴٬۰۰۰ نفر در سراسر جهان بر اثر جنگ جان باختهاند. حکومت اسلامی در تنها دو روز ۵۰٬۰۰۰ ایرانی را کشته است — و از ما انتظار دارند که سکوت کنیم؟ ما چنین نخواهیم کرد. این یک جنایت علیه بشریت است و نباید تحمل شود.
۴۷ سال پیش خمینی وارد ایران شد. وقتی از او پرسیدند چه احساسی دارد، گفت: «هیچ». آنها از همان ابتدا و تا امروز نسبت به مردم ایران رحم و احساس انسانی نشان ندادند. او اعلام کرد که میخواهد یک تمدن دوهزار و پانصد ساله را محو کند. این برایشان ممکن نخواهد شد. ما مهاجمان بیگانه را پشت سر گذاشتهایم و به این دیکتاتوری نیز غلبه خواهیم کرد. ما ملتی نیرومندیم.
شهروندان گرامی اتریش و مردم اتحادیهٔ اروپا: آیا قیمت نفت برای شما مهمتر از جان انسانهاست؟ آیا حقوق بشر برای شما اهمیت ندارد؟ دو روز و ۵۰٬۰۰۰ نفر — چنین چیزی در دهههای اخیر بیسابقه است. این غیرقابلتصور و غیرقابلقبول است.
ما تصمیم خود را گرفتهایم: تحت رهبری رضا شاه دوم میخواهیم به ایران بازگردیم. وقت آن است که اتحادیهٔ اروپا از او حمایت کند، پروژهٔ رفاه ایران را بهرسمیت بشناسد، یک دولت گذار را بپذیرد، نمایندگان دیپلماتیک رژیم را اخراج کند و نهادهای آن را پاسخگو سازد. دیگر منتظر نمیمانیم در حالیکه خانوادههایمان در خطرند.
نیروهای شبهنظامی از کشورهای مختلف دخالت میکنند — ما این وضع را نخواهیم پذیرفت. ما سکوت نخواهیم کرد. میان ما و جمهوری اسلامی دریایی از خون جاری است. این فاعلان، ایرانی نیستند؛ ایرانی واقعی هرگز بهصورت دستهجمعی مردم خود را نمیکشد، زنان را تجاوز نمیکند یا کودکان را به قتل نمیرساند، فقط بهخاطر اینکه آنها آزادی و حقوق بشر میخواهند.
ایستگاههای اروپایی و اتریش، به ما گوش دهید: ما برای حقوق بشر میجنگیم. ما تسلیم نخواهیم شد، نه خواهیم بخشید و نه فراموش خواهیم کرد و با پادشاهمان در رأس به کشورمان بازخواهیم گشت. ما ملتی نیرومند هستیم.
با تشکر.
ویدیو رادر اینستاگرام ببینید: instagram.com
……………………………………..
اردشیر:

این تنها یک هفته نیست که ما اینجا گرد هم میآییم و رژیم تروریستی جمهوری اسلامی هنوز دست از کشتار بیگناهان در ایران برنداشته است. ساسان آزادورد، تنها ۲۱ سال سن داشت، یعقوب کریمپور و ناصر بکیرزاده — جرم آنها اعتراض مسالمتآمیز علیه رژیم قاتل جمهوری اسلامی و مبارزه برای آزادیشان بود. حِسام علاءالدین، پدری ۴۰ ساله، بهخاطر داشتن دستگاه استارلینک توسط همین رژیم شکنجه و به قتل رسید.
این سلسلهٔ قتلها و کشتارها در ایران بار دیگر این سؤال را مطرح میکند:
آیا جانِ ایرانیان کمتر از جانِ اروپاییان ارزش دارد؟
آیا بههمین دلیل است که رهبران اتحادیهٔ اروپا، رسانهها و روزنامهنگاران این رویدادهای مکرر در ایران را بهسادگی نادیده میگیرند و چشمپوشی میکنند؟ آیا جانِ ایرانیان تنها زمانی برای شما اهمیت دارد که در چارچوب دستورکار شما جای بگیرد — خواه صرفاً از دلایل اقتصادی باشد یا بهخاطر روایتهای چپگرایانه و ضدیهودی؟
امروز روشنتر از همیشه است که شما چیزی جز ریاکارانی بیشرم نیستید که به جان و حقوق بشر اهمیتی نمیدهید، جز وقتی که منافع گزینشیتان ایجاب کند. شرم بر شما.
آنچه شما، مانند آنچه برخی در اسرائیل انجام میدهید، در ایران انجام میدهید، نه فقط در منافع مردم ایران و خود ایران است، بلکه در منافع جهان و بهویژه اروپا نیز هست. بهجای آنکه احمقانه در برابر ارادهٔ مردم ایران بایستید، بهتر است بفهمید که سقوط این رژیمِ قاتل و دزدها در درازمدت به نفع فرصتطلبان از جمله شما خواهد بود. پس دست از مبارزه با ارادهٔ مردم ایران در مسیر آزادی بردارید تا بتوانید در واقع اروپا را از مسیری که دارید به آن میبرید نجات دهید.
تنها راهِ دستیابی به صلح واقعی و تفاهمی پایدار در ایران، سقوط و نابودی کامل رژیم تروریستی جمهوری اسلامی است. به این قاتلان روانی نه اکنون و نه هرگز نباید اعتماد کرد. تنها از طریق تشکیل دولت انتقالی ایران به رهبری اعلیحضرت رضا شاه پهلوی دوم است که صلح و رفاه میتواند به منطقه — و درپی آن به جهان — بازگردد و شبکهٔ رژیم جمهوری اسلامی یکبار برای همیشه قطع شود.
وقت آن است که چشمانتان را باز کنید. در کنار ایران بایستید. در کنار مردم ایران بایستید. متشکرم.
ویدیو رادر اینستاگرام ببینید: instagram.com
……………………………………..
عباس امامی:

میخواهم کوتاه دربارهٔ انقلاب فرانسه سخنی بگویم؛ رویدادی که اروپاییها آن را «انقلاب کبیر» نامیدند اما در عین حال دورهای از ترور و وحشت بود.
در زمان انقلاب چهار جناح اصلی فعال بودند: طرفداران لویی شانزدهم، مدافعان سلطنت مشروطه (که خواهان سیستمی شبیه انگلستان بودند)، ژیروندنها، و دو جریان جمهوریخواه — جمهوریخواهان میانهرو به رهبری ژرژ دانتون و جمهوریخواهان تندرو، یعنی ژاکوبنها به رهبری ماکسیمیلیان روبسپیر.
در جریان انقلاب، دو گروه جمهوریخواه درگیر مقابله با طرفداران سلطنت شدند و قتلعامهایی را آغاز کردند. در میدانهای شهرها دستگاهِ گیوتین برپا میشد، انسانهای بیگناه به جرم «سلطنتطلبی» محاکمه میشدند، سرشان را میزدند و آن را بهنمایش میگذاشتند. همهٔ اینها به نام «آزادی، برابری و برادری» رخ داد؛ پدیدهای که به «حکومت وحشت» معروف شد و در طول سه سال بیش از چهل هزار نفر را بهکام مرگ فرستاد.
میخواهم بگویم جمهوری اسلامی در برخی الگوها تکرارِ آن حکومتِ وحشت است؛ با این تفاوت که یکی با ظاهر اروپایی و دیگری با پوشش اسلامی مطرح شد. در نهایت همهٔ اینگونه رژیمها از یک جنساند: پس از آنکه گروههایِ طرفدارِ سلطنت سرکوب شدند، نوبتِ پاکسازیِ داخلی رسید و تندروها میانهروها را سرکوب کردند. سپس گروه دیگری بهپا ایستاد و ژاکوبنها و رهبرانشان را سرنگون ساخت؛ و به این ترتیب، پس از حدود سه سال، جمهوری اول و «انقلاب کبیر» با خصلتی از کشتار، وحشت و گیوتین به پایان رسید.
الگوی مشابهی را در تاریخ معاصر ایران نیز میتوان دید: ابتدا جریانهایی که بهویژه میانهگرا یا طرفدارِ پادشاهی بودند هدف قرار گرفتند، سپس اختلافات داخلی و درگیریهای خونین میان گروهها، مانند نمونههایی از فداییان و مجاهدین، به قتل و اعدام انجامید.
پیام روشنی که از این تاریخ میآموزیم این است که انقلابها میتوانند بهسرعت به خشونتِ داخلی و خودتخریبی بدل شوند، و ترور ریشهدار اغلب بیش از تغییرات مدنظر آسیب میزند. سپاس از توجه شما.
گزارش: تظاهرات میهنپرستان ایرانی در اتریش روز یکشنبه ۳ می ۲۰۲۶





