|
|
|
| |
|
بازگشت
به لیست ایران |
| 
معرفی مختصر بلخ
بلخ يكي از قديمي ترين شهرهاي افغانستان مدرن است كه در دوران هخامنشيان به اين نام شهرت يافت. اگر جذابيت شهرهاي جديد واقع در شمال را ناديده بگيريم، كمربندي از شهرهايي كه روزگاري به طور ناگهاني در اين سرزمين پديدار شده اند توجه مان را جلب مي كند. سنت شهرسازي و شهرنشيني به معناي تاريخي آن براي مردمان اين سرزمين شامل طرح بسيار ويژه اي بوده است: در مركز شهر، قصري (ارگ، دژ يا حصار) قرار داشته كه اطراف آن را مساجد، بازارها و خانه هاي مسكوني كه معماري روستايي ساده اي داشته اند احاطه مي كرده است. يكي از ويژگي هاي شهرهاي قديمي آسياي مركزي اين بود كه اطراف شهرها و نزديك ديوارها، باغ ها و درختان ميوه بسياري غرس مي شد. به همين دليل تشخيص حاشيه شهرها و تمايزشان با مناطق روستايي فرهنگ هاي قديمي بسيار دشوار است. در مورد بلخ هم وضع به همين صورت است. در گذشته معمولاً دو گروه از شهرها به عنوان افغانستان شمالي در نظر گرفته مي شد: بغلان، كندز، تخا ر و بدخشان در منطقه شمال شرقي و سمنگان، بلخ، جوزجان و فارياب در شمال مركزي در نيمه نخست قرن نوزدهم در دو ولايت بزرگ در شمال افغانستان ظاهر شد. بدخشان در شرق و تركستان كه شامل ميمنه نيز بود در غرب پديدار شدند. در حال حاضر تركستان به ولايات مختلفي تقسيم شده است. اصلي ترين و مهم ترين ولايت اين سرزمين بلخ است كه مركز آن مزارشريف است. شهر بلخ كه روزگاري پايتخت افغانستان شمالي و مركزي به شمار مي رفت در ۲۰ كيلومتري شمال غرب مزار شريف واقع شده است. اين شهر دقيقاً همان جايي است كه سابقاً شهر باكتريا در آن قرار داشت و همه آن را به نام مادر شهرها مي شناختند. ويرانه ديوارهاي بر جاي مانده از اين شهر در برخي بخش ها حدود سه و نيم كيلومتر طول و نزديك به سه كيلومتر عرض دارد. بقاياي دوران پيش از اسلام نيز در اينجا فراوان يافت مي شود، اما متاسفانه تاكنون براي كشف اين گنجينه هاي باشكوه كاوش هاي باستان شناسي خاصي صورت نگرفته است. شهر بلخ ۱۲ كيلومتر با رود بلخ فاصله دارد. حدود ۱۸ رودخانه فرعي كه به اين رود مي ريزند آن را كاملاً از ساير منابع آبي منطقه بي نياز مي كنند. شهر بلخ روزگاري بر سر راه جاده ابريشم قرار داشت و همچنين مركز نشر مذاهب مختلف نيز به شمـار مي رفت. هر چـند چيز زيـادي از آن دوران باقي نمـانده و به خصوص پس از حمـله مغول هـا (۱۲۲۰ ) همه چيز ويران شده است، اما يك دژ بسيار قديمي و برخي ويرانه هاي موجود نشان از عظمت باستاني بلخ دارند. بازسازي شهر در سال ۱۹۳۴ آغاز شد در اين طرح بازسازي هشت خيابان اصلي از مركز شهر منشعب شده و تا اطراف ادامه پيدا كردند. حدود ۴۰۰ دكان در بازار و ۳۲ كاروا نسرا نيز ساخته شد. اقتصاد بلخ پيش از جنگ در منطقه مثا ل زدني بود. در واقع اينجا مركز تجارت قالين، پنبه، پوست قره قل، بادام و خربوزه است و حتي هنوز هم مردم زيادي از مزار شريف به بلخ سفر مي كنند تا بتوانند با قيمت پايين تري اجناس مورد نيازشان را خريداري كنند. جا به جايي از مزارشريف به بلخ فقط توسط بس وتکسي صورت مي گيرد. سال ۱۹۷۳ چهاركارخانه پنبه در بلخ فعاليت مي كرد. در سال ۱۹۷۰ نيز اين شهر مهم ترين مركز توريستي افغانستان به شمار مي رفت و با جذابيت خاص خود سرمايه زيادي را براي پايتخت فراهم مي كرد. جذا ب ترين ويژگي شهر وجود د يوارهاي باستاني، بالا حصار، مرقد خواجه نصرت پارسا و بازار قديمي بلخ است. در اطراف بلخ شهرهاي كوچك خيلي زيادي به چشم نمي خورد. اما از ميان آنها دولت آباد واقع در شمال، بوينه قره در جنوب و شور تپه كه در مسير آ مودريا قرار دارد اهميت بيشتري دارند. مزارشريف، يا همان مركز بلخ، هم اكنون اصلي ترين شهر شمال افغانستان به شمار مي رود. اين شهر بين رودخانه شاهي و رود بلخ قرار دارد. اهميت يافتن ناگهاني آن و همچنين جايگزيني آن به جاي بلخ بيشتر وابسته به وجود زيارتگاه حضرت علي( ک ) است . مسجد و زيارتگاه حضرت علي( ک) در سال ۱۴۸۱ در اين شهر بنا شده و زيارت کنند ه گاني بسياري را به خود جلب مي كند. پس از انجام بازسازي هاي اساسي در شهر، اين منطقه به مركز توجه همگان در شمال ا فغانستان تبديل شد. در آغاز قرن نوزدهم مزارشريف شهر بسيار كوچكي بود كه تنها ۲۰۰ تا ۴۰۰ خانه گلي در آن يافت مي شد. تغييرات انجام شده بين سال هاي ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۹ چهره اين شهر را كاملاً تغيير داد.
خيلي سريع شش دروا زه براي شهر ساخته شد و بازارهايي در نزديكي زيارتگاه حضرت علي(ک) برپا شدند. در آن زمان بيشتر فعاليت هاي تجاري از شهرهاي اطراف به مزارشريف منتقل شد. بازسازي مزارشريف در سال ۱۹۳۳ صورت گرفت. دليل اصلي گسترش شهر وسعت بخشيدن به راه هاي اصلي بود كه پايتخت كشور را به شمال افغانستان متصل مي كرد. با انجام اين كار مزارشريف تبديل به اصلي ترين مركز تجاري شمال افغانستان شد. كالاهاي تجاري بيشتر پنبه، گندم، پوست، كشمش و فرش بودند. در همين زمان بود كه بخش هايي از بازار و ساختمان هاي اداري و دولتي ساخته شدند. در سال ۱۹۵۰ نيز طرح هايي براي توسعه و گسترش شهر ارايه شد. در سال ۱۹۵۸ تنها يك كارخانه پنبه در مزارشريف وجود داشت كه در سال ۱۹۷۳ سه كارخانه ديگر به آنها افزوده شد. علاوه بر آن يك كارخانه نساجي ، دو كارخانه خشكبار و پالا يشگاه بزرگ گاز و توليدات الكترونيكي و يك كارخانه توليد كود نيز در آنجا احداث شد. اكثر اين كارخانه هاي صنعتي در جنوب شهر و در دشت شاديان قرار گرفته اند. طي ده سال به يك باره شهر دگرگون شده و ظاهر شهري كاملاً صنعتي را در افغانستان به خود گرفت. بازسازي بعدي كه در سال ۱۹۵۶ صورت گرفت طراحي شهر را تغيير داد. خيابان هاي اصلي ديگري به شهر اضافه شدند، ساختمان هاي جديد جاي ساختمان هاي قديمي را گرفتند و بازارهاي جديدي نيز ظاهر شدند. اين شهر تنها شهر افغانستان است كه زير ساخت قابل قبولي دارد. شصت و چهار كيلومتر لوله كشي خوب ا مكان دسترسي به آب سالم را فراهم مي كند. اينجا تنها شهر ي است كه مدت هاي مديد ۲۴ ساعت در شبانه روز به برق دسترسي داشت. ساخت دانشگاهي در مزا رشريف نيز آن را كامل تر كرد و فضاهاي آ موزشي منطقه گسترش بيشتري يافتند. اين شهر جذا ب ترين و آزاد ترين شهر به شمار مي رفت و همين امر موجب شد مردمان بسياري از كابل، هرات و ساير شهرهاي دور و نزديك براي زندگي به آنجا سرازير شوند و جمعيتش نيز افزايش قابل توجهي پيدا كرد.
نقل از: مشعل |
|
| |
| |
به طرف بالا  |
| |
| |
| |
© irani.at - Alle Rechte vorbehalten! Mit der Nutzung dieser Website erkennen Sie unsere Allgemeinen Geschäftsbedingungen an.
| Über irani.at |Impressum |Site Map |Werbung auf irani.at | |